به گزارش ایسکانیوز چند کیلومتری جاده خاکی را رد می‌کنیم. آب‌انبار تاریخی روستا با دو بادگیر و گنبد بزرگش در تاریک‌ - روشن عصر، جلوه‌گری می‌کند. به خاطر همین آب‌انبار و دیگر جاذبه‌های تاریخی است که روستای آراد را به‌عنوان روستایی تاریخی این منطقه می‌شناسند.


دو طرف جاده پلاکارد سازمان زندان‌ها را می‌بینم. محلی‌ها می‌گویند سازمان زندان‌ها این زمین‌ها را خریداری کرده تا زندان فشافویه را بزرگ کند،هرچند اطلاعاتشان کامل نیست و فقط مطمئن هستند زمین‌های خریداری‌شده متعلق به سازمان زندان‌هاست. آراد هم ازجمله روستاهای همجوار زندان فشافویه یا ندامتگاه تهران بزرگ است، با 40 خانوار جمعیت.
حالا مدرسه متروکه روستا شده محل زندگی 4 خانواده. 12 نفری که روزها و شب‌های‌شان را در کلاس‌های قدیمی و نمور می‌گذرانند. زیر تخته‌سیاه‌هایی که سعی کرده‌اند با رنگ سفید جلایی به آنها بدهند، شام و ناهار می‌خورند. از دستشویی‌های مدرسه استفاده می‌کنند و گاهی برای پخت‌ و پز و شست و شو از آبخوری گوشه حیاط آب‌ برمی‌دارند، همان آبخوری که بچه‌های روستا روزگاری برای آب خوردن مقابلش صف می‌کشیدند. حوض بزرگ وسط حیاط خالی است و چند بچه دورش فوتبال بازی می‌کنند. بند رخت‌های وسط حیاط با آن لباس‌هایی که رویش خشک می‌شوند، چهره عجیبی به این حیاط قدیمی داده. طوری که الان نمی‌دانی چه بنامی‌اش؛ حیاط مدرسه یا خانه؟
ترانه بنی‌یعقوب در این گزارش می نویسد: کاج بزرگ روی ساختمان قدیمی مدرسه سایه انداخته. در ورودی را با پارچه‌ای قرمزرنگ پوشانده‌اند. دوچرخه مقابل ساختمان مدرسه در این عصر تابستانی و زیر نور نارنجی‌رنگ خورشید همه‌چیز را غیرواقعی نشان می‌دهد، هرچند زندگی این چند خانواده اینجا در این مدرسه متروک کاملاً واقعی است، آدم‌هایی واقعی که ناچارم نامشان را تغییر دهم.
محمد و همسرش سمیه زنی که روزگاری پشت میز و صندلی‌های همین مدرسه خواندن و نوشتن آموخته‌ و دوران ابتدایی‌اش را گذرانده در خانه‌ را برایمان باز می‌کند. زیر تخته‌ سیاهی که حالا سفید شده، می‌نشینم. دور تا دور اتاق پشتی چیده‌اند. دو کلاس مدرسه شده محل زندگی این خانواده. اتاق اصلی محل نشست‌ و برخاست و زندگی است و اتاق دوم بیشتر به انباری می‌ماند که گوشه‌اش آشپزخانه‌ای کوچک برپا کرده‌اند.
سمیه دو پسر دارد. دستش را با پر روسری گلدارش پاک می‌کند و می‌گوید: «خیلی وقته اینجا متروکه شده و ما هم‌ جایی نداشتیم و آمدیم. این اتاق که می‌بینی درواقع کلاسه، در اصلی‌اش هم آن طرفه. ما از اینجا برای خودمان در باز کردیم. این اتاق رو هم خودمان سفید کردیم، تخته ‌سیاه رو می‌بینی؟ مدرسه‌اس دیگه! نه آشپزخانه داشت نه چیزی. الان هم حمام نداریم، همین‌جا وسط اتاق لگن می‌ذاریم و خودمون رو می‌شوییم. »
محمد 51 ساله همسر سمیه است. بعد از دو سال بیکاری چند هفته‌ای است در بازار تهران کاری برای خودش دست ‌و پا کرده. به قول خودش روی چرخ‌ کار می‌کند؛ باربری: «تازه دو هفته است این کار رو پیدا کردم. دو سال تموم بیکار بودم، مجبور شدیم بیاییم اینجا. اوایل تهران زندگی می‌کردیم. زنم گفت حالا که نمی‌تونیم جایی رو اجاره کنیم، بیاییم تو این مدرسه زندگی کنیم. هر روز تا برسم بازار تهران و برگردم، سه ساعت تو راهم. »
سمیه و محمد از مشکلات آراد می‌گویند: «اینجا هیچ امکاناتی نداریم، نه بیمارستان هست نه امکانات بهداشتی دیگه. اگه ماشین نباشه و کسی مریض بشه تا برسه شهر می‌میره. فقط روستای خانلق یک مرکز درمانی داره. ما قدیمی‌ترین روستای حسن‌آباد هستیم اما الان ازنظر امکانات از همه بدتریم. نه پارک داریم نه امکانات تفریحی دیگه. گاز هم که نداریم. همه روستاهای اطراف گازکشی شدن به‌غیر از روستای ما. »
دست‌های محمد پر از تاول است. نگاهم را که روی دست‌هایش می‌بیند با چند سرفه پیاپی می‌گوید: «شیمیایی شدم. . . جزیره مجنون. . . عملیات بدر. هیچ ‌وقت دنبال جانبازی‌ام نرفته بودم. همیشه می‌گفتم برای مملکتم رفتم جنگیدم، دلیلی نداره برم دنبال جانبازی‌. توی منگنه افتادم که رفتم دنبالش. این روزها دست‌ و بالم تنگ‌ شده. بعضی‌ها قدر ما رو نمی‌دونن. حتی می‌گن می‌خواستی نری. بعد از سی سال رفتم دنبالش. اوایل می‌گفتند پرونده‌ات نیست، بعد اسمم توی رایانه بود، نامه اعزامم هم پیدا شد. گفتند شیمیایی هستی ولی شدید نیست. می‌گویند جانباز هستی اما درصد نمی‌دهند. ریه‌ام خیلی خرابه. سخت نفس می‌کشم. توی گرما هم که خیلی سخته. » نگاهم به سقف اتاق یا بهتر که بگویم کلاس می‌افتد نمدار و پر از لک: «تا به‌ حال 10 بار درستش کرده‌ام باز ریخته پایین. فایده نداره دیگه. اما باید بسازیم چاره‌ای نداریم. »
سمیه و محمد از زخم‌ زبان مردم هم می‌گویند که گاهی خنجر می‌زند به سینه آدم. نه برای خودشان که بیشتر برای بچه‌ها ناراحت می‌شوند وقتی همبازی‌ها مسخره می‌کنند و می‌گویند شما که خانه ندارید توی مدرسه زندگی می‌کنید. سمیه آه تلخی می‌کشد: «پسرم دو سه هفته رفت مهمونی خونه یکی از فامیل‌ها، می‌گفت همین‌جا راحتم برنمی‌گردم؛ خونه ما راحت نیست اینجا خیلی راحته. آدم غمش می‌گیره. »
همسایه محمد و سمیه زن جوانی است که با تنها دخترش در کلاس بغلی‌ زندگی می‌کنند. خودشان هم هنوز از عنوان کلاس برای خانه و اتاقشان استفاده می‌کنند، حتی بعد از سه سال مدرسه خانه نشده. اتاق‌شان از تمیزی برق می‌زند. آشپزخانه را اپن کرده‌اند. زیر تخته‌سیاه، تلویزیون، بخاری و دیگر اسباب و وسایل شان را چیده‌اند. کنار آشپزخانه، حوض کوچکی درست کرده‌اند برای حمام کردن. اطراف حوض در و دیواری نیست.
زن همان نزدیک‌ها در یک شرکت کارگری می‌کند. خجالتی است و چشمهایش بیشتر روی گل های قالی می‌گردد تا صورت من: «من یک زن تنها هستم. ماهی 900 هزار تومان حقوق می‌گیرم. با این پول کجا رو اجاره کنم؟ اینجا حداقل به محل کارم نزدیکه. با این پول کم، ماهی 200 هزار تومان هم برای رفت ‌و آمدم کرایه می‌دم. باورت می‌شه؟ این اطراف زندانه اصلاً امن نیست. خیلی از زندانی‌ها توی زمین‌های کشاورزی کار می‌کنند به ‌جای حبس شون، اما بالاخره زندانی‌اند، خلافکار بودن. همه می‌ترسن. چند وقت پیش یکی از زندانی‌ها فرار کرد و شب اومد اینجا تو آراد. برای همین سرویس گرفتم. دخترم هم دو روز دیگه مدرسه می‌ره باید براش سرویس بگیرم. آخه از 900هزار تومن چیزی می‌مونه بخوام خونه هم اجاره کنم؟»
زن جوان آرزویی ندارد جز اینکه یک جای راحت و امن برای زندگی داشته باشند او و تنها دخترش: «حرف و حدیث‌ها هم کم نیست، می‌گن توی مدرسه کرایه نمی‌‌دن، ولی نمی‌دونن چه سختی‌هایی داره. گرم کردنش تو زمستون چقدرسخته. من و دخترم اینجا یک‌ شب سر راحت زمین نمی‌ذاریم. هر بار آموزش‌ و پرورش میاد ما دست و دلمون می‌لرزه. اگه بگن برید، چکار کنیم؟ کجا بریم؟»
سقف اتاق پر از لکه و نم است درست مثل کلاس بغلی: «سقف رو ببینید، کل زمستان لگن می‌ذارم، همه‌جا زرد شده. ترس این‌رو داریم یه شب خراب بشه روی سرمون. اون طرفتر جا می‌اندازم. گاز هم که نداریم. من زن دست‌تنها، خسته شدم بس که کپسول جا به‌جا کردم. »
مهم‌ترین خواسته زن این است که در یک جای مناسب زندگی کند و به زندگی دخترش هم سر و سامان بدهد: «یک اتاق هم برای من کافیه. اتاقی که بدونم سرپناهمه. جایی زندگی کنم که هر لحظه نترسم. بدونم برای خودمه. تا به دیوار تکیه می‌زنم با خودم نگم این دیوار صاحب داره. یکجا برای خودم که دو رکعت نمازم رو با ترس‌ و لرز نخونم. »
دو خانواده دیگر در مدرسه نیستند. سمیه لباس‌هایی را که شسته روی بند رخت حیاط آویزان می‌کند. پسرش به سمت آبخوری می‌دود. بچه‌ها تصوری از روزهایی که اینجا کلاس درس برپا بوده ندارند. خودشان به مدرسه‌ای در حسن‌آباد قم می‌روند. سمیه همین‌طور که لباس‌ها را می‌تکاند و روی‌ بند پهن می‌کند، به آبخوری مدرسه خیره شده. شاید روزهای مدرسه‌اش را به یاد می‌آورد، روزهایی که اینجا فقط مدرسه‌اش بود و نه خانه‌اش.

ایران

700

هر روز تنبیه می شویم مدرسه زندگی در مدرسه متروکه 4 خانواده‌ای که در مدرسه متروکه دوران کودکی‌شان سکونت کرده‌اند

کلیدواژه: مدرسه متروکه

منبع: ایسکانیوز

منبع این خبر، وبسایت www.iscanews.ir است و سایت «رویداد ۲۴» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۱۴۷۳۵۷۱۸ را همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «رویداد ۲۴» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

جزئیات واریز اولین سود سهام عدالت

از بردگان جنسی کیم جونگ اون تا قتل یازده موزیسین با سلاح سنگین

احمدی‌نژاد خطاب به ترامپ: بی‌ادب، بی‎فرهنگ!

در همین زمینه

  • تیپ جالب ملیکا شریفی نیا در دوران مدرسه عکس
  • ملیکا شریفی نیا بازیگر سینما و تلویزیون به مناسبت روزهای اول سال تحصیلی عکسی در اینستاگرامش منتشر کرد که او را با ظاهری جالب نشان می دهد. جام جم آنلاین: ملیکا شریفی نیا بازیگر سینما و تلویزیون به مناسبت روزهای اول سال تحصیلی عکسی در اینستاگرامش منتشر کرد که او را با ظاهری جالب نشان می دهد.ملیکا شریفی نیا با انتشار این عکس نوشت:اینم عکسِ خیلی بی ربطِ من به اول مهر !شاید باورتون نشه که من از اول مهر عکس ندارم !هرچی هست از بعدترهاستاینم چون دیروز مثل این بچه هایی شده بودم که به بستنیِ بچه های دیگه نگاه می کنن گشتم پیدا کردمکه از حسودی دق نکنم !وگرنه فکر کنم مال کلاس سومم باشه ! بله بنده کلاس سوم این قدری بودم !قبلش که کلا انقدر وجود نداشتم کم مونده بود وصلم کنن به تخته !بعدم از اَبَر کاپشنی که تنمه کاملا مشخصه که این عکس تو زمستون گرفته شده ! در نتیجه هیچ جوری نمی تونم به پاییز ربطش بدمولی نکات مهمی توی این عکس هست که بیانگرِ حسیه که بنده به مدرسه داشتم و از چشمام داره می زنه بیرون !اولا فکر کنم قبلش شصت و هفت بار تو حیاط دنبالم دویدن تا بتونن بگیرنم بفرستنم مدرسه !بعدم از ذوقشون خواستن این پیروزی رو ثبت کننحتما هم موقع عکس گفتن : بخنننند ! که دیگه کُفرم در اومدهدقت کنین ! دستها در حالِ مشت شدن !پاها به طرز مسخره ای روی هم قرار گرفته و در حالِ فشار دادنمقنعه تا آخرین جای ممکن فرو رفته در کله ، قطعا به زور !و نگاهی سرشار از انتقام جویی که به خودِ دوربین نیستقطعا به شخصیه که تونسته منو بگیره و داره می گه بخنننند !خلاصه که این عکس مال اول مهر نبود وگرنه اول مهر میذاشتم !دیدم بیشتر شبیه دوم مهره، دوم مهر گذاشتم
  • خاطره بازی دوران مدرسه خانم بازیگر/عکس
  • لاله اسکندری هم هر چه عکس سه در چهار از دوران مدرسه داشت کنار هم چید و این پست را گذاشت تا خاطرات دوران کودکی و مدرسه اش زنده شود.
  • استایل جالب خانم بازیگر در دوران مدرسه/عکس
  • ملیکا شریفی نیا با انتشار این عکس نوشت: اینم عکسِ خیلی بی ربطِ من به اول مهر ! شاید باورتون نشه که من از اول مهر عکس ندارم ! هرچی هست از بعدترهاست اینم چون دیروز مثل این بچه هایی شده بودم که به بستنیِ بچه های دیگه نگاه می کنن گشتم پیدا کردم که از حسودی دق نکنم ! وگرنه فکر کنم مال کلاس سومم باشه ! بله بنده کلاس سوم این قدری بودم ! قبلش که کلا انقدر وجود نداشتم کم مونده بود وصلم کنن به تخته ! بعدم از اَبَر کاپشنی که تنمه کاملا مشخصه که این عکس تو زمستون گرفته شده ! در نتیجه هیچ جوری نمی تونم به پاییز ربطش بدم ولی نکات مهمی توی این عکس هست که بیانگرِ حسیه که بنده به مدرسه داشتم و از چشمام داره می زنه بیرون ! اولا فکر کنم قبلش شصت و هفت بار تو حیاط دنبالم دویدن تا بتونن بگیرنم بفرستنم مدرسه ! بعدم از ذوقشون خواستن این پیروزی رو ثبت کنن حتما هم موقع عکس گفتن : بخنننند ! که دیگه کُفرم در اومده دقت کنین ! دستها در حالِ مشت شدن ! پاها به طرز مسخره ای روی هم قرار گرفته و در حالِ فشار دادن مقنعه تا آخرین جای ممکن فرو رفته در کله ، قطعا به زور ! و نگاهی سرشار از انتقام جویی که به خودِ دوربین نیست قطعا به شخصیه که تونسته منو بگیره و داره می گه بخنننند ! خلاصه که این عکس مال اول مهر نبود وگرنه اول مهر میذاشتم ! دیدم بیشتر شبیه دوم مهره، دوم مهر گذاشتم
  • استایل جالب ملیکا شریفی نیا در دوران مدرسه
  • به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛عکس از ملیکا شریفی نیا بازیگر سینما و تلویزیون با ظاهری جالب به مناسبت روزهای اول سال تحصیلی را مشاهده می کنید. وی با انتشار این عکس نوشت: اینم عکسِ خیلی بی ربطِ من به اول مهر !شاید باورتون نشه که من از اول مهر عکس ندارم !هرچی هست از بعدترهاستاینم چون دیروز مثل این بچه هایی شده بودم که به بستنیِ بچه های دیگه نگاه می کنن گشتم پیدا کردمکه از حسودی دق نکنم !وگرنه فکر کنم مال کلاس سومم باشه ! بله بنده کلاس سوم این قدری بودم !قبلش که کلا انقدر وجود نداشتم کم مونده بود وصلم کنن به تخته !بعدم از اَبَر کاپشنی که تنمه کاملا مشخصه که این عکس تو زمستون گرفته شده ! در نتیجه هیچ جوری نمی تونم به پاییز ربطش بدمولی نکات مهمی توی این عکس هست که بیانگرِ حسیه که بنده به مدرسه داشتم و از چشمام داره می زنه بیرون !اولا فکر کنم قبلش شصت و هفت بار تو حیاط دنبالم دویدن تا بتونن بگیرنم بفرستنم مدرسه !بعدم از ذوقشون خواستن این پیروزی رو ثبت کننحتما هم موقع عکس گفتن : بخنننند ! که دیگه کُفرم در اومدهدقت کنین ! دستها در حالِ مشت شدن !پاها به طرز مسخره ای روی هم قرار گرفته و در حالِ فشار دادنمقنعه تا آخرین جای ممکن فرو رفته در کله ، قطعا به زور !و نگاهی سرشار از انتقام جویی که به خودِ دوربین نیستقطعا به شخصیه که تونسته منو بگیره و داره می گه بخنننند !خلاصه که این عکس مال اول مهر نبود وگرنه اول مهر میذاشتم !دیدم بیشتر شبیه دوم مهره، دوم مهر گذاشتم. منبع: جام جم انتهای پیام/ تصویری جالب و دیده نشده از ملیکا شریفی نیا
  • روایت دلنگرانی خانواده ها از آتش گرفتن مدرسه ای در تهران
  • تنها دو روز از آغاز سال تحصیلی جدید می‌گذرد، شور و شوق مهر هنوز در وجود دانش‌آموزان ریشه دارد. راستی قرار بود مهر امسال پُرنشاط تر از سال‌های قبل آغاز شود. در حالیکه تابستان 96 با خاطره جان باختن دانش آموزان هرمزگانی به خط پایان رسید و همه تلاش کردند تا مهر پُرنشاطی را برای مدارس کشور رقم بزنند، نخستین روز از سال تحصیلی با دو حادثه‌ای رقم خورد که شیرینی مهر را به کام برخی دانش‌آموزان ننشاند. در قلب پایتخت آن هم نخستین روز مهر، مدرسه‌ای به یادگار مانده از دهه 30 دچار حریق شد و خوشبختانه اینبار آتش در ساعات ابتدایی صبح شعله کشید، زمانیکه هنوز ساعت رسمی فعالیت مدرسه آغازنشده بود بنابراین دانش آموزی آسیب ندید. باور آتش گرفتن مدرسه‌ای در تهران که در نگاه بسیاری از افراد مرکز تمرکز امکانات است, شاید عجیب به نظر برسد اما باید باور کنیم که تهران از لحاظ وضعیت مدارس اوضاع مناسبی ندارد، ساختمان‌هایی که از دهه 30 و 40 در پایتخت باقی مانده‌اند به دلیل کمبود مدرسه با تراکم دانش آموز همراه هستند و تعدادشان در محلات قدیمی و مرکزی پایتخت کم نیست. مدرسه طبرسی, دبستانی دخترانه در یکی از محلات مرکزی تهران است. مدرسه‌ای که ساخت آن مربوط به سال 1338 است و حالا در آستانه شصتمین سال از عمر خود همچنان پذیرای دانش آموزان است. در صبح نخستین روز مهر, دانش آموزان با شور و شوق فراوان لباس و کفش جدید را پوشیده و دست در دست مادر راهی مدرسه شدند اما صحنه عجیب سوختن مدرسه‌ای که قرار بود نخستین روز از سال تحصیلی جدید را در آن شاد باشند، به نظاره نشستند. حالا 400 دانش آموز مدرسه طبرسی در نوبت بعدازظهر دبیرستان مجاور، سال تحصیلی جدید را شروع کردند تا کار تعمیرات مدرسه‌شان به پایان برسد. و خانواده‌ها نیز نگرانند که اگر آتش در زمان...
  • دلنگرانی خانواده ها از آتش گرفتن مدرسه ای در تهران تصاویر
  • آتش این‌بار در مدرسه‌ای به جای مانده از دهه ۳۰ در قلب پایتخت، زبانه کشید و حالا خانواده‌های ۴۰۰ دانش‌آموز دبستانی از فرسودگی مدارس و نگرانی‌هایشان می‌گویند. خبرگزاری تسنیم: تنها دو روز از آغاز سال تحصیلی جدید می‌گذرد، شور و شوق مهر هنوز در وجود دانش‌آموزان ریشه دارد. راستی قرار بود مهر امسال پُرنشاط تر از سال‌های قبل آغاز شود.در حالیکه تابستان 96 با خاطره جان باختن دانش آموزان هرمزگانی به خط پایان رسید و همه تلاش کردند تا مهر پُرنشاطی را برای مدارس کشور رقم بزنند، نخستین روز از سال تحصیلی با دو حادثه‌ای رقم خورد که شیرینی مهر را به کام برخی دانش‌آموزان ننشاند.در قلب پایتخت آن هم نخستین روز مهر، مدرسه‌ای به یادگار مانده از دهه 30 دچار حریق شد و خوشبختانه اینبار آتش در ساعات ابتدایی صبح شعله کشید، زمانیکه هنوز ساعت رسمی فعالیت مدرسه آغازنشده بود بنابراین دانش آموزی آسیب ندید.باور آتش گرفتن مدرسه‌ای در تهران که در نگاه بسیاری از افراد مرکز تمرکز امکانات است, شاید عجیب به نظر برسد اما باید باور کنیم که تهران از لحاظ وضعیت مدارس اوضاع مناسبی ندارد، ساختمان‌هایی که از دهه 30 و 40 در پایتخت باقی مانده‌اند به دلیل کمبود مدرسه با تراکم دانش آموز همراه هستند و تعدادشان در محلات قدیمی و مرکزی پایتخت کم نیست.مدرسه طبرسی, دبستانی دخترانه در یکی از محلات مرکزی تهران است. مدرسه‌ای که ساخت آن مربوط به سال 1338 است و حالا در آستانه شصتمین سال از عمر خود همچنان پذیرای دانش آموزان است.در صبح نخستین روز مهر, دانش آموزان با شور و شوق فراوان لباس و کفش جدید را پوشیده و دست در دست مادر راهی مدرسه شدند اما صحنه عجیب سوختن مدرسه‌ای که قرار بود نخستین روز از سال تحصیلی جدید را در آن شاد باشند، به نظاره نشستند.حالا 400 دانش آموز مدرسه طبرسی در نوبت بعدازظهر دبیرستان مجاور،...
  • تنبیه جوان شرور توسط عابر پیاده
  • به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ ویدئویی که با دوربین تلفن همراه تهیه شده است لحظه درگیری عابری را با یک جوان اوباش در یکی از خیابان های شهر " برایتون" در سواحل شرقی انگلیس به تصویر می کشد. این ویدئو ابتدا جوان اوباش را نشان می دهد که با صدای بلند به عابران پیاده در حال عبور از خیابان دشنام می دهد. در ادامه مرد جوان دیگری که در حال عبور از آنجا بود مورد دشنام این جوان اوباش قرار می گیرد. این عابر که در ابتدا قصد دارد بدون توجه به او به راه خود ادامه دهد، در ادامه تصمیم می گیرد شخصا جوان اراذل را به داخل کوچه بکشاند و درس خوبی به او بدهد. سپس هر دو جوان به داخل کوچه می‌روند و در حالی که به سمت یکدیگر مشت و لگد پرتاب می کنند شدیدا با هم درگیر می شوند. در ابتدا جوان اوباش موفق می شود با یک مشت صورت قربانی را هدف قرار دهد اما در ادامه با چند مشت و لگد پیاپی او روی زمین می‌افتد و تسلیم می شود. در این ویدئو همچنین مشاهده می شود که در لحظه درگیری یک زن تلاش می کند آنها را از یکدیگر جدا کند. شاهدان عینی بلافاصله پلیس محلی را در جریان این درگیری قرار دادند. هنوز مشخص نیست که آیا این دو جوان در اثر این درگیری دچار جراحت جدی شده اند یا خیر. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی /انتهای پیام درگیری عابر پیاده با جوان اوباش
  • سگ ها کودکی را دریدند و همسایه ها گرفتند عکس
  • ویدئوی وحشتناکی درهند منتشر شد که کودک چهارساله ای را در حالی که طعمه سگ های ولگرد شده بود،را نشان می داد. العالم: به گزارش دیلی میل، 17سگ ولگرد به مدت نیم ساعت بی وقفه کودک چهارساله را دریدند و وی نیز از شدت درد فقط گریه می کرد و فریاد می کشید تا جان از بدنش خارج شد.براوان کومارباخواهرش پنج شنبه گذشته منزلشان را در گونتور واقع در جنوب هند برای بازی با کودکان ترک کرد اما سگ های هار به وی حمله کردند.سگ ها همه اعضای بدن کودک بیچاره از گردن، صورت، دست، سینه، کتف و ساق پای را دریده و وی را غرق در خون کردند، وی نیز از شدت درد فقط فریاد می کشید.پدرومادر کودک که کارگران فقیری هستند کودک را به یک بیمارستان دولتی نزدیک رساندند اما وی آخرین نفس های خود را کشیده بود .پزشکان بیمارستان گونتورگفتند کودک به دلیل خونریزی شدید ناشی از حملات وحشیانه سگ ها مرده به بیمارستان منتقل شده بود.والدین کودک،گفتند همسایه ها صدای سگ ها را که در حال دریدن کودک بوده ،شنیده اند وبه جای کمک وی،فقط از صحنه فیلم گرفته اند.مادر کودک؛ هفته پیش، پیش ازاین حادثه به مقامات محلی به خاطر انتشار سگ های ولگرد پیرامون منزلشان شکایت کرده بود.وی مقامات محلی را به سهل انگاری و کوتاهی دراز بین بردن سگ های ولگرد در منطقه، متهم و مسئولیت آن را بر عهده آنها انداخت.
  • کودکی شبیه به موجودات فضایی عکس
  • تولد نوزادی عجیب‌ الخلقه در هند توجه بسیاری از رسانه‌ها را به خود جلب کرد. به گزارش جهان نيوز به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، نوزاد عجیب الخلقه ای در روستای «آلیگاره» واقع در منطقه «اوتارپرادش»، هند متولد شد که به واسطه چشمان بسیار بزرگ و بیرون زده و دو حفره کوچک به جای بینی که شباهت زیادی به موجودات فضایی داشت، توجه بسیاری از رسانه ها را به خود جلب کرد. کریشما، مادر این نوزاد ناقص الخلقه به رسانه های محلی گفت: او ساعت 4 بامداد متولد شد. برای دیدن او هیجان زده بودم ولی زمانی که چهره او را دیدم نمی توانستم باور کنم که پسر من است. هرگز کودکی مانند او ندیده بودم. او چشمانی قرمز و بیرون زده داشت. گوش نداشت و بینی او به جز دو سوراخ ریز، کاملا صاف بود. کریشما ادامه داد: ابتدا نمی توانستم به او شیر دهم. وقتی به من خیره می شد، می ترسیدم. ولی پس از آن تصمیم گرفتم به او با قاشق شیر دهم. این زن درباره واکنش اهالی روستا گفت: مردم از ترس اینکه او یک «بیگانه» است به خانه ما نیامدند. ارشاد، پدر این نوزاد گفت: تولد او اراده خدا بوده و ما شکایتی نداریم. ولی عمر او به حدی کوتاه بود که حتی نتوانستیم او را به بیمارستان منتقل کنیم. او رفته و ما فقط می توانیم با خاطره آن زندگی کنیم. قلب این نوزاد پسر ساعاتی پس از تولد از حرکت باز ایستاد.
  • سگ ها کودکی را دریدند و همسایه ها گرفتند
  • ویدئوی وحشتناکی درهند منتشر شد که کودک چهارساله ای را در حالی که طعمه سگ های ولگرد شده بود،را نشان می داد. آفتاب‌‌نیوز : 17سگ ولگرد به مدت نیم ساعت بی وقفه کودک چهارساله را دریدند و وی نیز از شدت درد فقط گریه می کرد و فریاد می کشید تا جان از بدنش خارج شد.به گزارش العالم، براوان کومارباخواهرش پنج شنبه گذشته منزلشان را در گونتور واقع در جنوب هند برای بازی با کودکان ترک کرد اما سگ های هار به وی حمله کردند.به گزارش دیلی میل، سگ ها همه اعضای بدن کودک بیچاره از گردن، صورت، دست، سینه، کتف و ساق پای را دریده و وی را غرق در خون کردند، وی نیز از شدت درد فقط فریاد می کشید.پدرومادر کودک که کارگران فقیری هستند کودک را به یک بیمارستان دولتی نزدیک رساندند اما وی آخرین نفس های خود را کشیده بود .پزشکان بیمارستان گونتورگفتند کودک به دلیل خونریزی شدید ناشی از حملات وحشیانه سگ ها مرده به بیمارستان منتقل شده بود.والدین کودک،گفتند همسایه ها صدای سگ ها را که در حال دریدن کودک بوده ،شنیده اند وبه جای کمک وی،فقط از صحنه فیلم گرفته اند.مادر کودک؛ هفته پیش، پیش ازاین حادثه به مقامات محلی به خاطر انتشار سگ های ولگرد پیرامون منزلشان شکایت کرده بود.وی مقامات محلی را به سهل انگاری و کوتاهی دراز بین بردن سگ های ولگرد در منطقه، متهم و مسئولیت آن را بر عهده آنها انداخت.
  • مسئولان برگزاری همه پرسی در کردستان تنبیه خواهند شد/این همه پرسی غیر قانونی است
  • خبرگزاری میزان- حیدرالعبادی نخست وزیر عراق در یک نطق تلویزیونی بعد از پایان همه پرسی در منطقه کردستان گفت: همه پرسی کردستان ارتش عراق را از ادامه جنگ با داعش در کرکوک باز نخواهد داشت. به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری میزان،حیدرالعبادی نخست وزیر عراق در یک نطق تلویزیونی بعد از پایان همه پرسی در منطقه کردستان گفت: همه پرسی کردستان ارتش عراق را از ادامه جنگ با داعش در کرکوک باز نخواهد داشت. وی تاکید کرد که آزادی شرق کرکوک نزدیک است. وی تاکید کرد که همه پرسی براساس استانداردهای عراق و قوانین بین‌المللی غیرقانونی است. اگر مشکلی با قانون اساسی داریم اینجا دادگاه قانون اساسی وجود دارد. ما از شهروندان کرد عراق دفاع خواهیم کرد و اقدامات تنبهی لازم را علیه کسانی که مسئول این فتنه هستند انجام خواهیم داد. وی با اشاره به نحوه برگزاری همه پرسی گفت که شهروندان را با تهدید و ارعاب برای رای گیری جابجا کرده و نتیجه همه پرسی را دستکاری کرده‌اند. ما نتیجه همه پرسی را قبول نداریم و درباره آن هیچ بحث و مذاکره‌ای نخواهیم کرد. نخست وزیر عراق همچنین گفت که بغداد و بقیه عراق مسئول بی عدالتی‌هایی که به کردها اعمال شده است نیستند. انتهای پیام/
  • چگونه مانع زوال عقل شویم
  • خبرگزاری میزان- نتایج یک بررسی نشان داد افراد دارای پایین‌ترین یا بالاترین میزان منیزیم در مقایسه با افراد دارای میزان متوسط منیزیم، در معرض ریسک بالای زوال عقل هستند. به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان، نتایج یک مطالعه جدید نشان داد، نه تنها کمبود منیزیم بلکه زیاده‌روی در مصرف آن نیز می‌تواند افراد را در معرض ابتلا به آلزایمر و دیگر بیماری‌ها قرار دهد. محققان هلندی با بررسی بیش از 9500 زن و مرد دریافتند، بالاترین یا کمترین سطح منیزیم به میزان 30 درصد شانس ابتلا به زوال عقل را افزایش می‌دهد. دکتر برندا کیبوم، پژوهشگر ارشد مرکز پزشکی دانشگاه اراسموس در روتردام، گفت: «تا کنون، میزان منیزیم در آزمایشات بالینی روزانه به طور منظم اندازه‌گیری نشده بود؛ اگر نتایج مطالعه ما تکرار شود، میزان منیزیم می‌تواند به عنوان روشی برای غربالگری زوال عقل، مخصوصا در افرادی که دارای میزان پایین منیزیم هستند، استفاده شود». به گفته وی، افرادی که داروهای ریفلاکس معده مصرف می‌کنند یا از یک رژیم غذایی با میزان پایین منیزیم پیروی می‌کنند، در معرض خطر هستند و باید کمبودهای منیزیم در بدن خود را جبران کنند. محققان این پژوهش تأکید می‌کنند: «تمام افراد باید از یک رژیم متعادل از منیزیم پیروی کنند؛ اسفناج، بادام هندی، لوبیای سیاه، سویا، غلات کامل، ماست، جوانه گندم، موز، اسفناج پخته و آووکادو سرشار از منیزیم هستند». پژوهشگران با تقسیم 9500 نفر به 5 گروه متفاوت برای بررسی میزان منیزیم موجود در خون دریافتند، افراد دارای پایین‌ترین یا بالاترین میزان منیزیم در مقایسه با افراد دارای میزان متوسط منیزیم، در معرض ریسک بالای زوال عقل هستند. محققان این مطالعه در پایان گفتند: «عواملی که منجر به بروز زوال عقل می‌شوند، مانند اضافه‌وزن، استعمال دخانیات، مصرف الکل و عملکرد کلیه تحت کنترل بودند». در این پژوهش مشخص شد، تقریبا از هر 1800 نفر، 160...
  • چگونه با پیش افتاده ترین روش لاغر شویم
  • به گزارش خبرنگارحوزهکلینیکگروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران؛ضیاء الدین مظهری، متخصص تغذیه و رژیم درمانی با اشاره به تاثیر سریع غذاخوردن در چاقی گفت:: بسیاری از افراد چاق آقایان اغلب عنوان می کنند که مااستعداد چاقی داریم حتی آب هم می خوریم چاق می شویم؛ ولی این مطلب، صحت ندارد. وی ادامه داد: اگر افراد دچار بیماری زمینه ای مانند کم کاری تیروئید، کیست تخمدان نباشند در اکثر موارد به دلیل اینکه انرژی دریافتی از غذاهای مختلف در وعده های سه گانه یا میان وعده ها از انرژی مصرفی بیشتر است فرد چاق می شود. این متخصص تغذیه و رژیم درمانی تاکید کرد: افرادی که عادت دارند غذای خود را در چند دقیقه و سریع میل کنند بین انرژی دریافتی و مصرفی تعادل برقرار نمی شود و فرد افزایش وزن پیدا می کند. وی تصریح کرد: وقتی که ما غذا را به علت افت قند خون یا گرسنگی شدید تناول می کنیم زمان، لازم دارد که این غذا جوییده، بلیعده و هضم شود و به مرحله ای برسد که مرکز سیری و گرسنگی احساس سیری در بدن ایجاد کند. مظهری گفت: این زمان، بین 25 تا 30 دقیقه طول می کشد تا احساس سیری در فرد ایجاد شود و بدن دریابد که به اندازه نیاز، انرژی و مواد مختلف دریافت کرده است. وی ادامه داد: از این جهت، با آرامش غذا خوردن از افزایش انرژی دریافتی جلوگیری می کند اما اگر فردی سریع غذا بخورد بیشتر چاق می شود. این متخصص تغذیه و رژیم درمانی اظهار کرد: توصیه ما این است افراد برای اینکه چاق نشوند نخست باید سرعت غذاخوردن را کم کنند؛ دوم به سرعت فعالیت بدنی خود اضافه کنند و با ورزش کردن وزن خود را کنترل کنند تا دچار اضافه وزن نشوند . انتهای پیام/ ترفندی برای لاغری بدون ورزش و رژیم
  • اسطوره الهلال:پرسپولیس را ببریم قهرمان می شویم
  • تیم فوتبال الهلال عربستان فردا(سه شنبه) ساعت ۱۹:۳۰ به وقت تهران در ورزشگاه محمد بن زاید ابوظبی میزبان پرسپولیس در دیدار رفت مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا است. سامی جابر، اسطوره تیم ملی عربستان و باشگاه الهلال عربستان پیش از دیدار با حساس پرسپولیس گفت: بازی پرسپولیس برای الهلال بازی سرنوشت ساز است زیرا همیشه در بازی‌های نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا اتفاقات غیرقابل پیش بینی می‌افتد. وی افزود: الهلال اگر بتواند پرسپولیس را پشت سر بگذارد و به فینال برسد مطمئنا قهرمان آسیا می‌شود. الهلال مجموعه‌ای از بازیکنانی دارد که مستحق کسب قهرمانی در آسیا است.
  • چگونه برای سفرهای کاری آماده شویم
  • پول نیوز-افرادی که مکررا به سفر‌های کاری می‌‌روند، خوب می‌دانند که سفر‌های کاری اغلب در آخرین لحظات صورت می‌گیرد و مسافر برای آماده‌ شدن زمان زیادی نخواهد داشت. در سال ۲۰۱۵، ۱۱ میلیون مسافر یعنی ۴۰ درصد از کارمندان شرکت‌های بزرگ، در سفر‌های کاری حضور داشته‌اند. رایج‌ترین نوع سفر‌های کاری معمولا ۲ روزه یا روزانه بدون داشتن اقامت در شب است. به همین دلیل است که آماده‌سازی برای سفر‌های کاری می‌تواند کمی پیچیده باشد.برنامه‌ریزی سفرگاهی‌اوقات، سفر کاری نیازمند برنامه ریزی در آخرین لحظات است. اما هرچه زمان بیشتر باشد، ممکن است پرواز گران‌تر و هتل گران‌تر نصیب‌تان شود یا حتی رفت و‌ آمد با قطار انجام گیرد. زمانی که از سفر مطلع می‌شوید، تا آنجا که می‌توانید سریع‌تر برای رزرو اقدام کنید تا بهترین قیمت‌ را به دست آورید. اگر برنامه‌ریزی سفر توسط مدیر یا دستیار صورت می‌گیرد، بهتر است از آژانس‌های مسافرتی کمک بگیرید تا سختی کار بر دوش شما نباشد. در این هنگام شما می‌توانید خود را برای جلساتی که پیش رو دارید، آماده کنید.برنامه سفر تهیه کنیداغلب سفر‌های کاری کوتاه است، بنابراین یک ایده خوب این است که برنامه‌ی سفر تهیه کرده و طبق آن پیش بروید. این بدان معنی است که شما می‌توانید همه‌ چیز در کنار سفر کاری خود داشته باشید. با این‌ کار پر‌انرژی می‌شوید و برای اولین ملاقات کاری، بر روی طرف مقابل، تاثیر بیشتری خواهید گذاشت.همچنین، فراموش نکنید که برنامه سفر خود را با شخصی دیگر، دستیار یا مدیر، به اشتراک بگذارید تا در مواقع اضطراری اگر کاری پیش آمد، بتوانند به شما دسترسی داشته باشند.بسته بندی سبک برای سفرانجام سفر‌های کاری با وسایل کمتر باعث می‌شود رفت و آمد و در کل کارهای شما آسان‌تر انجام گیرد. بنابراین سعی کنید در چمدان خود تنها وسایل ضروری را قرار دهید. اگر وسیله‌ای سنگین یا بزرگ برای پیش بردن هدف‌های کاری در این...
  • غلامی:بعد از شکست برابر ژاپن قول دادیم برنزی شویم
  • کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان گفت: ما بازیکنان به هم قول دادیم که سومی را از دست ندهیم. به گزارش ایسنا، نسیمه غلامی بعد از کسب مدال برنز رقابت های فوتسال بازی های داخل سالن آسیا اظهار کرد: خداراشکر بازی خوبی بود و ما توانستیم در این بازی پیروز شویم. او در ادامه گفت: تیم ما بعد از اینکه به فینال نرسید، روحیه اش را از دست داده بود، اما به هم قول دادیم که سومی را از دست ندهیم و به مدال برنز برسیم. غلامی خاطر نشان کرد: ما روز گذشته مقابل ژاپن بدشانسی آوردیم و دو بر هیچ بازی را واگذار کردیم. در بازی با ژاپن به اشتباهات فردی خود باختیم. اما خداراشکر امروز بردیم تا دل مردم را شاد کنیم. انتهای پیام
  • چاوش اوغلو:در صورت اقدام علیه ترکمن های اقلیم وارد عمل می شویم
  • «مولود چاوش اوغلو» در سخنانی اعلام کرد: در صورت وقوع هرگونه اقدام علیه ترکمن‌ها در اقلیم کردستان عراق، آنکارا برای عملیات نظامی تردید نخواهد کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، خبرگزاری آناتولی در خبری فوری اعلام کرد که «مولود چاوش اوغلو» وزیر خارجه ترکیه درباره هرگونه اقدام علیه ترکمن‌ها در اقلیم کردستان عراق به مقامات این منطقه هشدار داده است. وزیر خارجه ترکیه در این خصوص گفت: در صورت وقوع هرگونه اقدام علیه ترکمن‌ها در اقلیم کردستان عراق، آنکارا برای عملیات نظامی تردید نخواهد کرد.
  • ماجرای جان دادن پسر ۳ ماهه
  • هشتم تیرماه سال جاریمأموران پلیس در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت خبر مرگ مشکوک پسر سه ماه‌ای به نام امیرعلی را اعلام کردند. تحقیقات اولیه مأمورانپلیس حاکی از آن بود که امیرعلی 12 روز قبل از فوت و در حالی که وضعیت جسمی خوبی نداشتهتوسط پدر و مادرش به بیمارستان آیت‌الله کاشانی منتقل شده و پس از بستری شدن چند روزه در این بیمارستان با نظر تیم پزشکی برای ادامه مداوا به بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) انتقال یافتهو در نهایت پس از تلاش فراوان کادر درمان برای نجات جانش، جان باخته است. با توجه به مشکوک بودن فوت امیرعلی و معاینات پزشکان، جسد وی برای تعیین علت دقیق مرگ با دستور سجاد‌ منافی‌آذر بازپرس ویژه قتل پایتخت به پزشکی قانونی منتقل شد. همزمان با ادامه تحقیقات درباره این پرونده، کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند که امیرعلی بر اثر اصابت جسم سخت به سر و آسیب دیدن مغز جان خودش را از دست داده است. با اعلام نظر پزشکی قانونی، بازپرس امور جنایی تهران دستور بازداشت پدر امیرعلی را صادر کرد و پدر امیرعلی بازداشت شد. پدر امیرعلی که پیش از ظهر امروز به شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران منتقل شده بود در اظهاراتش به بازپرس گفت: کارگر هستم و دو سال قبل با همسرم ازدواج کردم، در ابتدای ازدواج زندگی خوبی داشتیم، اما پس از مدتی ارتباط پدر و مادرم با همسرم بد شد و اصرار کردند که از همسرم طلاق بگیرم، در حالی که خودشان همسرم را برای ازدواج به من معرفی کرده بودند. وی ادامه داد: باوجود اصرارهای پدر و مادرم، همسرم را طلاق نداده و به زندگی ادامه دادم تا اینکه امیرعلی به دنیا آمد، من، امیرعلی و همسرم را بسیار دوست داشتم، اما مدتی بود که مشکلات روحی روانی پیدا کرده و زود عصبانی می‌شوم، از طرف دیگر چند روز قبل از حادثه در...
  • یک ماجرای عجیب از احمد آقا
  • خبرگزاری میزان- من یک سرّ مخفی بین خود و خدا داشتم که کسی از آن خبر نداشت. احمد آقا مخفیانه به من گفت: شما دو تا حاجت داری که این دو حاجت را از خدا طلب کردی. اینکه خداوند حاجت شما را بدهد یا نه، موکول کرده به اینکه شما در روز عاشورا مراقبه خوبی از اعمال و نفس خودت داشته باشی یا نه. به گزارش خبرگزاری میزان، قسمت هایی از کتاب "زندگی و خاطرات عارف شهیداحمدعلی نیری، راوی این خاطره: دکتر محسن نوری را در ادامه خبر می خوانید: من از دوستان احمد آقا بودم. خاطرم هست یک روز در این سال‌های آخر، در جایی به من حرفی زد که خیلی عجیب بود! من یک سرّ مخفی بین خود و خدا داشتم که کسی از آن خبر نداشت. احمد آقا مخفیانه به من گفت: شما دو تا حاجت داری که این دو حاجت را از خدا طلب کردی. اینکه خداوند حاجت شما را بدهد یا نه، موکول کرده به اینکه شما در روز عاشورا مراقبه خوبی از اعمال و نفس خودت داشته باشی یا نه. من خیلی تعجب کردم. ایشان به من توصیه کرد: اگر می‌خواهی احتیاط کرده باشی، یک روز قبل از عاشورا و یک روز بعد از عاشورا مراقبه خوبی از اعمالت داشته باش و مواظب باش غفلتی از شما سر نزند. بعد ایشان ادامه داد: یکی از این حاجت‌ها را خدا برای این عاشورا روا خواهد کرد به شرط مراقبه. خدا را شکر، من آن سال حال خوبی داشتم. خیلی مراقبت کردم تا گناهی از من سر نزند. محرم آغاز شد. در روزهای دهه اول مراقبت خودم را بیشتر کردم. در روز عاشورا و روز بعدش خیلی مراقب بودم که خطایی از من سر نزند. بعد از دو سه روز احمد آقا من را در مسجد امین‌الدوله دید و طبق آن اخلاقی که داشت، دستم را...
  • ماجرای ربودن مرد ثروتمند
  • به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز،شاکی گفت: متهم با ربودن من قصد داشت یک میلیارد تومان از خانواده‌ام پول بگیرد. اما متهم گفت: «من به خواسته خانواده‌اش او را به کمپ انتقال دادم!»به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، 25 دی سال 94 مردی به‌نام سیاوش با مراجعه به پلیس شکایت کردکه آدم‌ربایان او را داخل یک کمپ ترک اعتیاد به گروگان گرفتند تا از خانواده‌اش یک میلیارد تومان پول بگیرند.در پی این شکایت فردی به‌نام اصغر 42ساله شناسایی و دستگیر شد و به اتهام مشارکت در آدم‌ربایی در شعبه دهم دادگاه کیفری تهران که به ریاست قاضی قربان‌زاده و با حضور قاضی غفاری -مستشار دادگاه- تشکیل شده بود تحت محاکمه قرار گرفت.در آغاز جلسه، قاضی غلامی- نماینده دادستان- متن کیفرخواست را خواند. آنگاه شاکی به تشریح ماجرا پرداخت و گفت: مرد جوانی مقابل خانه‌ام مرا به زور سوار خودرو کرد و به کمپ ترک اعتیاد در کهریزک برد تا از خانواده‌ام پول بگیرد. شب اول، آنها از من تست اعتیاد گرفتند و بعد گفتند قرار است مدت شش ماه مرا در آنجا نگه دارند و من هیچ کاری برای نجاتم نمی‌توانم انجام دهم. 10 روز بعد هم دیدم پسرم برایم لباس و خوراک آورد. در این هنگام قاضی قربان زاده از شاکی سؤال کرد:«چگونه شما را گروگان گرفته بودند که پسرت به ملاقات آمده است. آیا در آنجا افراد دیگری هم بودند.»مرد پاسخ داد بله در حدود 50نفر بودند... درادامه این جلسه خانواده شاکی اظهارات متهم را رد کردند. پس از اظهارات عجیب مرد ثروتمند متهم به پا خاست تا به سؤالات قضات پاسخ دهد. شغلت چه بود؟ من بقال بودم. آیا اتهام آدم‌ربایی را قبول داری؟ نه هرگز. چون من تنها به درخواست خانواده شاکی که از اعتیادش به ستوه آمده بودند، اورا به کمپ بردم. چه کسی از تو خواست او را به کمپ...
  • کاشانی:ماجرای طارمی حل خواهد شد
  • رئیس هیات مدیره باشگاه پرسپولیس گفت این باشگاه نسبت به حل مشکلات پیش آمده در ماجرای مهدی طارمی و ریزه اسپور خوش بین است. به گزارش "ورزش سه"، پرسپولیس در حالی در امارات برای بازی حساس برابر الهلال آماده می شود که تعدادی از مدیران این باشگاه به دوبی رفته اند تا در کنار نماینده ایران در مرحله نیمه نهایی باشند. جعفرکاشانی رئیس هیات مدیره باشگاه پرسپولیس نیز در حال حاضر در دوبی است. او درباره شرایط این تیم قبل از بازی با الهلال گفت:« اوضاع تیم ما خیلی خوب است و بچه ها روحیه بسیار بالایی برای بازی فردا دارند.» کاشانی درباره مشکلات ناشی از قرارداد طارمی و ریزه اسپور هم گفت:« این ماجرا حل خواهد شد. پرسپولیس تیم بزرگی است و باید روی بچه ها کار فرهنگی شود، چرا که بازیکنی که به پرسپولیس می آید ناخودآگاه مورد توجه باشگاه های دیگر هم قرار خواهد گرفت. بازیکنان ما باید این را بدانند که مسایل‌شان را باید از طریق مدیریت باشگاه انجام دهند. با این حال من معتقد هستم که ما می توانیم این مشکل را حل کنیم.» او درباره محرومیت پرسپولیس از دو پنجره نقل و انتقالاتی گفت:« بهتر است کمی صبر کنیم شاید نتیجه چیزی که الان فکر می کنیم، نباشد.» او همچنین درباره شرایط پرسپولیس برای بازی الهلال گفت:« بچه ها از نظر روحی شرایط خوبی دارند و انگیزه پیروزی در این بازی را دارند. الهلال هم تیم بسیار خوبی است و قوی تر از الاهلی است. با این حال من خوش بین هستم و فکر می کنم بچه های ما توان پیروزی بر الهلال را دارند.» پرسپولیس تهران جعفر کاشانی
  • لحظه های تلخ اعتراف در ماجرای مرگ امیرعلی
  • اجتماع > اجتماعی - صحنه‌های تلخی در جریان رسیدگی به پرونده قتل پسربچه‌ ۳ماهه‌ای به نام امیرعلی در دادسرای جنایی تهران رقم خورد. پدر متهم به قتل پسرخردسالش بود و با گريه مي‌گفت كه پشيمان است. مادر نيز درحالي‌كه اشك مي‌ريخت، مدعي بود كه مي‌خواهد رضايت بدهد؛ چرا كه پسرش را از دست داده و حالا نمي‌خواهد شوهرش را هم از دست بدهد.اميرعلي كودك 3ماهه‌اي بود كه تيرماه امسال درحالي‌كه 2هفته در بيمارستان رسول اكرم بستري بود، جانش را از دست داد. او به‌دليل خونريزي مغزي جان باخت و از آنجا كه مرگ وي مشكوك بود، ماجرا به قاضي سيدسجاد منافي‌آذر گزارش شد.در ادامه جسد اميرعلي به پزشكي قانوني منتقل شد و گرچه پدر وي مدعي بود كه پسرش ناگهان حالش خراب و دچار تشنج شده است اما پزشكي قانوني علت مرگ كودك را خونريزي مغزي بر اثر اصابت جسم سخت به سرش اعلام كرد و به اين ترتيب قاضي جنايي دستور تحقيق درباره مرگ او را صادر كرد.كارآگاهان جنايي تهران در جريان بررسي‌ها متوجه شدند كه روز حادثه اميرعلي با پدرش در خانه تنها بوده و پس از آن حالش بد شده و به بيمارستان انتقال يافته است.همين كافي بود تا اين مرد با دستور قاضي جنايي بازداشت شود. پدر اميرعلي روز گذشته دستبند به‌دست وارد شعبه سوم دادسراي جنايي تهران شد و مقابل بازپرس پرونده قرار گرفت. دست و پايش مي‌لرزيد و همين كه روي صندلي نشست، بي‌اختيار شروع به گريه كرد. مرد 30ساله درباره روز حادثه گفت: من پسركوچكم را كشتم اما باور كنيد نمي‌خواستم جانش را بگيرم. در يك لحظه كنترلم را از دست دادم و حالا حاضرم تمام دنيا را بدهم تا به گذشته برگردم؛ به همان روزنخست تولد پسرم.وي در توضيح ماجراي روز حادثه چنين گفت: ساعت 10:45صبح بيست و هفتم خرداد‌ماه بود، همسرم براي پرداخت قسط به بانك رفته بود. اميرعلي پيش من...
  • ماجرای تازه نورالهی و پرسپولیس فسخ۱۵شهریور
  • وضعیت احمد نوراللهی با انتشار چند خبر در روز یکشنبه بسیار پیچیده تر از قبل شد. در روزی که خبر سرباز بودن احمد نوراللهی تا پایان آذرماه از سوی مدیرکل تربیت بدنی نیروهای مسلح اعلام شد، زمزمه ای به گوش می رسد که مسئولان پرسپولیس قرارداد نوراللهی را در روز آخر نقل و انتقالات یعنی ۱۵ شهریور فسخ کرده اند.به گزارش تابناک ورزشی، حالا با توجه به اینکه پرسپولیس از نقل و انتقالات محروم شده اگر سازمان لیگ فسخ انجام شده در هیات فوتبال را به رسمیت شناخته باشد و منع قانونی برای آن در نظر نگرفته باشد ممکن است امکان این که مجددا نام او را وارد لیست تیم کنند نباشد.در حالی که همه از جمله خود نوراللهی، باشگاه پرسپولیس و باشگاه تراکتورسازی تصور می کردند سربازی این بازیکن ۲۹ شهریور به پایان می رسد باران چشمه در مصاحبه ای اعلام کرد این بازیکن تا ۲۹ آذر در اختیار ستاد کل نیروهای مسلح است و این به معنی محرومیت نوراللهی از همراهی پرسپولیس در لیگ تا نیم فصل خواهد بود.گفته می شود سه ماه خدمت اضافه نوراللهی به این دلیل است که ستادکل نیروهای مسلح با اعلام عدم نیاز سه ماه خدمت نوراللهی از سوی باشگاه تراکتورسازی به یگان سپاه عاشورای تبریز موافقت نکرده است و به این ترتیب سربازی نوراللهی ۲۹ آذر به اتمام خواهد رسید نه ۲۹ شهریور.حالا سایت برنامه نود مدعی شده به موازات این اتفاق یک اتفاق مهم دیگر درباره نوراللهی افتاده! اینکه مسئولان باشگاه پرسپولیس ۱۵شهریور یعنی در روز پایانی نقل و انتقالات او را به هیات فوتبال برده و فسخ قرارادش را ثبت می کنند. گویا استدلال مسئولان باشگاه پرسپولیس این بوده که چون نوراللهی برگه پایان خدمت ندارد نمی توانند نام او را وارد لیست کنند و باید این اتفاق بعد از اخذ برگه پایان خدمت رخ دهد. بنابراین تصمیم باشگاه بر...
  • ماجرای آهوهایی که جان رزمندگان را نجات دادند
  • یکی از رزمندگان لشکر۲۱ امام رضا(ع) ماجرای آهوهایی که جان رزمندگان را در عملیات میمک نجات دادند, تعریف می‌کند. به گزارش خبرنگار فرهنگیباشگاه خبرنگاران پویا، دوران هشت سال دفاع مقدس دورانی لبریز از شجاعت، حماسه، غیرت و عزت بود.در آن دوران رزمندگان و سربازان جان بر کف با دستان خالی و ایمانی قوی در مقابل دشمن تا بُن دندان مسلح ایستادند و پیروزی رسیدند.ابوالحسن حاتمی از رزمندگان لشکر 21 امام رضا(ع)، ماجرای آهوهایی که جان رزمندگان را در عملیات میمک نجات دادند که در کتاب «... به گوشم» به چاپ رسیده را این‌گونه تعریف می‌‌کند:«قبل از عملیات میمک، تقریبا یک روز مانده به تاسوعا، برادر غزنوی، که معاونت اطلاعات لشکر نصر بود و با من صمیمیت و رفاقت داشت و البته سعادت شهادت هم داشت و رفت، به پادگان شهید حیدری ایلام آمد و احوالپرسی کرد و گفت: «عملیات نزدیک است و ما فردا می‌خواهیم یک راهکار را قفل کنیم تا عملیات شروع شود.»گفتم: «گردان ما خط‌شکن است، من هم بیایم؟!گفت: «هماهنگ کن تا برویم.»من رفتم با فرمانده گردان صحبت کردم و ایشان هم پس از اصرار زیاد بنده موافقت کردند.یک قمقمه آب و چند تا نارنجک برداشتیم و چهار نفری رفتیم. غروب آفتاب از مرز رد شدیم. رفتیم پشت خط دشمن و توی خاک عراق، شب را آنجا بودیم. روز را هم آن طرف کوه در یک غار مخفی شدیم. باز شب راه افتادیم و برای شناسایی رفتیم و کار را انجام دادیم. به قول اطلاعاتی‌ها قلف (قفل) کردیم. روز بعد، در راه برگشت، آبمان تمام شده بود، ولی مقداری جیره غذایی جنگی داشتیم. یک مقدار هم از آنجا گیر آوردیم.روز تاسوعا بود. تشنه بودیم. بنیه من و غزنوی قوی بود و زیاد از حال نرفته بودیم؛ ولی دو نفر دیگر یک مقدار ضعیف بودندو خیلی تشنه شده بودند. غزنوی گفت: «اینجا صبر کنید تا من دوری بزنم. شاید...
  • ماجرای اخراج غیرقانونی یک جانباز از پگاه
  • یکی از کابران پارسینه دل نوشته ای درباره وضعیت اشتغال خود نوشته است که در ادامه آن را می خوانید:«بنام خدا اینجانب محمود محمدی ها متولد ۱۳۴۵ جانباز ۱۵ درصد، فارغ التحصیل رشته مهندسی پلیمر از دانشگاه صنعتی امیر کبیر و فارغ التحصیل از سازمان مدیریت صنعتی در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی MBA هستم.در مورخ ۱۷ شهریور ۱۳۷۶ به استخدام شرکت صنایع شیر ایران پگاه که از شرکتهای دولتی زیر گروه صندوق بازنشستگی کشوری است درآمدم . از بهمن ماه ۷۶ در شرکت صنایع بسته بندی فرآورده های شیری پگاه واقع در شهرک صنعتی شمس آباد (بعد از فرودگاه بین المللی امام خمینی ) همزمان با نصب و راه اندازی ماشین آلات خط تولید ظروف صنعت لبنی مستقر شده و آموزشهای لازم را در داخل و خارج از کشور زیر نظر کارشناسان اروپایی گذراندم و ضمن بازدید از نمایشگاه های خارجی در این صنعت که همزمان با تحول در بسته بندی محصولات لبنی بود مهارت و دانش زیادی کسب کردم.از بدو شروع بکار در شرکت صنایع بسته بندی پگاه در سمت های مدیر تولید ، مدیر کیفیت و معاونت شرکت انجام وظیفه کرده و در کارنامه خود افتخار ثبت بالاترین رکوردهای تولید را دارم و همواره در جهت ارتقاء آموزش و بهره وری پرسنل تلاش بی وقفه داشته ام تا اینکه ناباورانه در مرداد ماه سال ۹۴پس از گذشت ۱۸ سال بدون هیچ دلیل موجهی نامه عدم نیاز به حضور اینجانب توسط مدیر عامل وقت شرکت اعلام گردید که نه تنها برای خودم بلکه برای پرسنل شرکت هم عجیب و دور از انصاف بود.موضوع عدم نیاز را با مدیران ارشد دفتر مرکزی در میان گذاشتم و آنها قول مساعد دادند که با توجه به تجربه بسیار زیاد اینجانب در صنعت پلاستیک و چاپ و بسته بندی در دفتر مرکزی مشغول بکار شوم که متاسفانه پس از گذشت چندین ماه...
  • رقص در تاریکی/ماجرای دو سخنرانی جنجالی در سازمان ملل
  • رویداد۲۴-حرف تازه‌ای نیست، در اولین جلسه مجمع عمومی اخیر سازمان ملل، آنچه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به قول آقای جواد ظریف، وقیحانه بیان کرد، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، چاپلوسانه تکرار کرد و آنچه افراطی‌ترین جناح صهیونیست‌ها می‌خواستند بگویند، از زبان ترامپ گفته شد.به بیان ساده‌تر هر سازی لابی سرمایه‌داری صهیونیستی زدند، ترامپ به همان ساز رقصید و هر آنچه ضدانسانی‌ترین بخش سرمایه‌سالاری امپریالیست‌های آمریکا برای تأمین منافع خود لازم داشتند، از زبان نخست‌وزیر اسرائیل به گوش هم‌پالگی خودشان رساندند. وقتی که در سخنرانی این دو نفر (ترامپ و نتانیاهو) از مهم‌ترین مسئله قرن اخیر در منطقه خاورمیانه مخصوصا بعد از جنگ‌های ١٩٦٧ میلادی بین کشورهای عربی و اسرائیل کوچک‌ترین کلامی به میان نیامد، در حالی که افکار عمومی مردم جهان و نمایندگان کشورهای حاضر در مجمع عمومی سازمان ملل منتظر اظهارنظری در این مورد بودند که طرف اصلی ارتش اسرائیل در اشغالگری سرزمین‌های فلسطینی و مدافع دائمی آن دولت‌های آمریکا بوده و هستند، این هر دو سکوت کردند، به خیال آنکه موضوع فراموش شده و کسی آنها را نمی‌شناسد و نمی‌بیند و در واقع در تاریکی می‌رقصیدند؛ درحالی‌که هر چشم بینایی این رقص در تاریکی را از سال‌های قبل دیده، دانسته و بی‌خبری رقصندگان را یادآور شده بود و چه به‌موقع و هوشیارانه دکتر روحانی رئیس‌جمهور با اشاره به زندگی دیرینه یهودیان و ارتباط آنها با ملت ایران در مجمع عمومی سخن گفت و موضوع مهم و جهانی حقوق مردم فلسطین را یادآور شد و با روشن‌کردن چراغ حقیقت موجب شد مردم جهان رقص ناشیانه سردمداران ظلم را در روشنایی مشاهده کنند و مسئله فلسطین مطرح شود و مورد دیگر اینکه وقتی آقای ترامپ با هیاهوی بسیار به موضوع توافق هسته‌ای با کشورهای جهان (برجام) می‌پردازد، توافقی که سازمان‌های جهانی و نهادهای مختلف کشورهای امضا‌کننده آن را معتبر می‌دانند و ایشان بی‌پروا همه مشکلات جهانی را نشانی از توافق برجام...