وبلاگ>جعفریان، رسول - گفتگویی است با حضرت حجت الاسلام و المسلمین محمد جواد رکنی حسینی که طی آن سالها در نجف زندگی کرده و در باره آنچه از آغاز طلبگی تا بازگشت به ایران بر ایشان گذشته و دیده اند، صحبت کرده اند.

مقدمه
امسال ـ از 20 مرداد تا 15 شهریور 1396 ـ در مراسم حج تمتع، فرصتی شد تا طی چند جلسه نیم ساعته، با حضرت حجت الاسلام و المسلمین رکنی، گفتگویی داشته باشم.

آنچه مد نظر بنده بود، تجربه زندگی طلبگی در نجف بود. شخصا فکر می کنم باید زندگی طلبگی را بیشتر کاوید، چون نمونه ای از آموزش و تعلیم و تربیت سنتی ماست. طبعا در این زمینه باید کارهای بیشتری صورت گیرد و منبع آن هم همین قبیل گفتگوها با افرادی است که چنین تجربه ای را داشته اند. جناب رکنی، سال 44 به نجف رفته و آخر سال 53 به اختیار خودشان به ایران برگشتند. پس از انقلاب، از سوی امام به امامت جمعه بندرلنگه منصوب شدند که تاکنون نیز مشغول هستند.
این گفتگوها عمدتا در دو محور زندگی شخصی، البته بخش طلبگی آن، و نیز مرور برخی از تحولات سیاسی وقت از دید یک طلبه ای است که به قضایا می نگریسته است. در همه موارد، ایشان، آنچه را دریافت خود بوده بیان کرده و اعتراف داشتند که ممکن است برخی از این جزئیات نادرست باشد، اما با توجه به نبودن رسانه در آن وقت، آنچه را که از اوضاع و احوال می دیدند یا می شنیدند، بیان کرده اند.
از بسیاری از افراد از مراجع یا عالمان و افراد دیگر بدون القاب یاد شده که از این بابت به دلیل دوستانه بودن صحبت عذرخواهم. از ایشان هم متشکرم.
مطالب به صورت سوال و جواب بود و بنده هم در بحث شرکت اندکی داشتم، اما ترجیح دادم، گفته های ایشان را منظم و تحت عناوینی که انتخاب کرده ام، تقدیم کنم. (رسول جعفریان: 20 شهریور 1396)

اجداد من در بردخون
بسم الله الرحمن الرحیم: خاندان من تا آنجا که قبورشان هست حدّاقل تا پنج نسل روحانی بوده اند. کلمه «رکنی حسینی» از جدّ دهم یا دوازدهم است که به نام امیر دیوان معروف بوده، و به زبان محلی امیر دیون می گویند که مزارش در روستای بُردخون [بردغان] است که روستای آباء و اجدادی ماست. محل دفن او در کوهی که به همین نام معروف است می باشد. اینها از یک زمانی به شیراز آمده اند. برخی به بوشهر آمده اند. اینها سادات حسینی هستند، اما به سادات رکنی حسینی معروفیم. روستای بردخون روستای اصلی ماست. یک روستای زیارت هم داریم که از توابع خرموج است که مرحوم پدرم در آنجا بود و همانجا هم دفن شده است. بین بردخون و زیارت، حدود ده کیلومتر، و رودخانه موند بین اینها فاصله انداخته است. این رودخانه از فراشبند فارس سرچشمه می گیرد ، و وارد خلیج فارس می شود. گاهی آبش به صورت سیل و گاهی هم عادی و البته آبش در طول سال جاری است. در یک دوره قابل شرب نیست، چون دو چشمه دارد. یکی شور و دیگری شیرین. گاهی شور غلبه می کند. بخش طرف دریا، تأثیر از جزر و مد دریا دارد و این وقت ها قابل شرب نبوده و نیست، و این البته سبب آمدن ماهی در آن می شود.
در بردخون یک شخصی به نام شیخ عبدالنبی بحرینی حدود دویست سال قبل زندگی می کرده که جد ما از طرف مادر است. سید اسدالله که پدر جد ما باشد، داماد شیخ عبدالنبی بوده است. از نظر علمی این پیوند بسیار موثر بوده، و تقریبا دو نژاد مختلف با هم ترکیب شده و نسل اینها آخوندهای قابلی در این نواحی شده اند.
زندگی اقتصادی مردم در دشتی
زندگی اقتصادی مردم آنجا، بخشی از کشاورزی دیمی است. وقتی رودخانه فیضان می کرد، گِلی را از بالا می آورد که نم را در زمین نگاه می داشت. یعنی آب گاه تا سه کیلومتر خارج از رودخانه بیرون می آمد. این گل، آب را نگاه می داشت، و برای کشاورزی مناسب بود. آنجا دو نوع گندم می کاشتند. یکی رک ریز که توی گِل با نم کاشته می شد. گِلی است که پا بگذاریی در آن فرو می رود و لذا نیازی به شخم زدن نداشت. گندم که می پاشیدند ‍‍‍ خودش داخل زمین می رفت. هر دانه این گندم حداقل پنجاه خوشه نتیجه داشت. زمین که خشک می شد، ترک بر می داشت بذر دوم را می پاشیدند که کسی با جارو آنها را داخل ترک ها می ریخت. به این گندم ترک ریز می گفتند. ریز هم یعنی گندم باشیدن. کار دوم صید و صیادی بود که یکی از شغلهای پردرآمد مردم بود. گاهی موتور لنج ها می رفتند و کار تجارت با آن طرف آب می کردند. این کم بود. کار دیگر هم نخل و خرما بود که کنار گندم درآمد اصلی اینها بود. اگر بارندگی کم می شد، هیچ راهی برای مردم وجود نداشت. گاهی گندم را یکی دو سال نگه می داشتند که بیشتر نمی شد نگه داشت و خراب می شد. خرما هم همین طور.
خشکسالی دهه سی
در دهه ۱۳۳۰ یک خشکسالی عجیبی شد که مردم در مضیقه شدیدی قرار گرفتند، و همان سبب شد که غالب علمای محل به نجف رفتند. البته پدر ما ماند. پدرم می گفت ما با خوشی مردم ماندیم، با سختی آنها هم باید بمانیم. یک بار که اصرار کردیم که برویم نجف، پدرم می گفت بین پیامبران فقط یک پیغمر مردمش را رها کرد که خدا او را توبیخ کرد. من مردم را تنها نمی گذارم.
یک روز در همان سختی ها، اهالی نزد پدرم آمدند و گفتند دعا کنید. گفت: من دعا می کنم. بقیه با خداست. آن وقت حتی آب برای خوردن هم نبود، یعنی از یک فرسخی می آوردیم. طبعا برای حیوانات اصلا آبی در کار نبود. مردم پرسیدند چه کار کنیم. آن وقت، کشور قطر تازه رونقی پیدا کرده بود؛ به واسطه درآمد نفت. پدرم گفت، ما که دسترسی به دولت ایران نداریم. بهتر است برای این که حیوانات نمیرند، همه را قطر بفرستیم و اهدا کنیم تا لااقل این حیوانات زنده بمانند و از آنها استفاده شود. ایشان نامه ای به شیخ قطر نوشت با این آغاز: یا ایها العزیز مسنا و أهلنا الضر، من هر وقت یادم می آید ناراحت می شوم. بعدها که طلبه شدم از ایشان پرسیدم :چرا شما این نامه را با این عنوان نوشتید؟ ایشان گفت ما مضطر بودیم. «عزیز» هم در اینجا نشانه چیزی نیست. برادران یوسف هم همین تعبیر را به یوسف گفتند با این که نمی دانستند او یوسف است و . . . . به هر حال، اینها را به قطر بردند. شیخ قطر هم جواب نامه را داد. هدیه را پذیرفت، و تمام موتور لنج ها را پر از برنج و شکر و آرد کرد، و حتی بول شترها و اسب ها و گوسفندها را هم داد. بدرم این ها را تحویل گرفت، و آنها را میان مردم روستا تقسیم کرد. پول گاو و گوسفند را هم بین صاحبانش تقسیم کرد. همه خوشحال شدند.
در باره پدرم که پنجاه سال در روستای زیارت بود
پدرم نجف درس خوانده بود. جدّم سید علی هم در نجف درس خوانده، و اجازاتی دارد. پدرم هم یک سالی درس سید ابوالحسن را درک کرده بود. جدّم شاگرد سید ابوالحسن بود. پدرم می گفت مرجعیت، جدای از علم و فضل، باید یک عنایت الهی هم پشت سرش داشته باشد. ایشان می گفت، سه مرجع بلکه چهار تا مرجع در آن وقت بودند. آیات: نائینی و آقا ضیاء و سید ابوالحسن و کمپانی، ولی مرجعیت را آقا سید ابوالحسن برد. همه عالم بودند، اما یک عنایت الهی پشت سر سید بود. آن وقت فقط یک خانه داشت. آن را فروخت و شهریه طلبه ها را داد. از مراجع قبلی چیزی برایش نمانده بود. البته خیلی خانه هاشان فروش رفت، ولی نگرفت.
پدرم پنجاه سال در روستای زیارت ماند. خیلی آدم متقی بود. بسیار بی اعتنای به مال دنیا بود. با این حال بسیار شاد بود و از مردم هم راضی بود. در مهمان نوازی، ید طولایی داشت. ناهار و شام و قلیان که این آخری را عنایت داشت. برای افراد محترم، خودش قلیان درست می کرد. یک وقتی این اواخر عمر ایشان با پسرم رفته بودیم. وقتی وارد خانه پدر شدیم، پسرم پشت در را بسته بود. یک ساعتی که از روز برآمد، ایشان گفت: چرا کسی نیامد. بعد معلوم شد پسرم در را بسته است. ایشان گفت: من تا بحال در خانه ام را نبسته ام.
یک حکایت جالب دیگر هم هست. پدرم می گفت: یک وقتی باران می آمد. من به مسجد رفتم ببینم سقف آن چکه نکند. دیدم کسی در یک گوشه خوابیده و به خود می پیچید. صدا زدم . شخصی بود که گفت مسافرم و غریب. آوردمش خانه و اسکانش دادم. صبح آمدم در اتاق دیدم که نیست با خود گفتم لابد رفته مسجد برای نماز. من صبحانه آماده کردم و منتظر ماندم، هوا روشن شد نیامد. یک وقت دیدم یک فرش دستباف من نیست. رفته و برده بود. اصل ماجرا مهم نبود، اما من خواستم کسی نفهمد. پدرم می گفت من نمی خواستم کسی بفهمد، چون اگر مردم می فهمیدند، آن وقت رسم مهمان نوازی از میان مردم می رفت، چون فکر می کردند اگر به کسی راه دادند، ممکن است دزد باشد و مثل این مورد فرش آنها را ببرد. طرف ظهر، کسی که راننده بود، آمد و فرش را آورد. گفتم کجا بود؟ گفت: شخص حیرانی را دیدم که فرش را در اختیار داشت و نمی دانست چه بکند. پرسیدم کیستی؟ گفت حقیقت این است! آن وقت فرش را گذاشت و فرار کرد.
لازم است این را هم بیفزایم که عموی بزرگوارم آیت الله سید احمد رکنی که در قید حیات هستند حق استادی و پدری بر من دارند از همه برادرانش از نظر سنی کوچکترند (اصغرهم سنا و اکبرهم فضلا و علما). فرزندان جد ما سید علی عبارتند از 1- سید عیسی (مرحوم والد)، 2- سید اسدالله، 3- سید عبدالرسول، 4- سید محمد، 5- سید محمود، 6- سید محمدحسن که در زمان مرحوم جدمان در عنفوان نوجوانی فوت کرده اند، 7- سید احمد. سه نفر اهل علم بودند مرحوم والد و عمویم سید اسدالله و عمویم آقا سید احمد فعلا فقط عمویم سید احمد و سید محمود در قید حیات هستند.
علمای ما نجف می رفتند
علمای منطقه ما زیاد نجف می رفتند. ما حتّی تا شیراز نمی توانستیم برویم. آن زمان بسیار سخت بود؛ راه نبود. کتلهای شیراز معروف است. برای ما رفتن به عراق از طریق آبادان آسانتر بود. آن خکشالی هم سبب شد که بیشتر علما به نجف رفتند و در منطقه ما به جز پدرم کسی نماند. گاهی ده بیست کیلومتر، پشت موتور می نشست، و می رفت تا نماز میت بخواند. بسیاری از این علما ی مهاجر به نجف دیگر برنگشتند. خاندان محمودی از روستای کردوان علیا بودند. اینها سر می زدند، اما الان آن روستا حتی یک روحانی ندارد. یک کتابی هم آقا شیخ علی بحرینی که در بندر گناوه است در باره علمای کردوان علیا نوشته است. ایشان عالم فاضل و متّقی است و یکی از اساتید حقیر در نجف اشرف بودند و فعلا از معمّرین علماء منطقه است و کتابش هم عالمانه به رشته تحریر درآمده و قابل استفاده است.
الان هیچ روحانی در آن نواحی نیست. گاهی علما به آن سر می زنند. این علما بعد هم که از عراق برگشتند، راهی قم شدند.
تعدادی سند خانوادگی برای ما مانده است. یک تعدادی سند زمین و عقد تا نسل بنجم اجداد ما هست که نشان می دهد خانواده ما تا آن زمان روحانی بوده اند. این اسناد زیاد نیست، اما مختلف و در عقد و بیع و طلاق و امثال اینهاست.
منطقه ما به اسم دشتی معروف است و علما هم به همین نام شهرت داشتند. آن زمان در آنجا کسی بوشهر را نمی شناخت. البته در نجف یک حسینیه به نام بوشهری ها بود که من منبعش را و این که چه کسی بنیاد گذشته نیافتم. یکی از مصارف این حسینیه، این بود که به جای چای، زعفران می دادند، و معلوم نیست با این که بوشهر زعفران نداشت، چطور این مصرف را گذاشته اند. به هر حال متوجه نشدم.
عالم بزرگ کردوان علیا، شیخ احمد بحرینی بود که جد خاندان محمودیهاست. جد مادری ایشان. بعد از ایشان شیخ حسن حجتی امامی بود که داماد شیخ احمد بود، و در همان کردوان بود و تحصیل کرده نجف بود. بچه های شیخ احمد که عبارت بودند از شیخ عبدالمهدی، شیخ علی، شیخ حسین، شیخ محمد و شیخ عسکر. اینها بیشترشان در قید حیات هستند.
در بردخون ما یک زمان چندین عالم بوده است. مرحوم والد، سید عیسی رکنی، سید اسدالله رکنی عموی ما، شیخ علی بحرانی، شیخ محمد بحرانی. اینها هم در یک روستا ساکن بودند. اهالی زیارت از مرحوم والد دعوت می کنند و او را به روستای زیارت می برند؛ چون در بردخون چند عالم دیگر بود ولی بعدا به نقاط دیگر می روند. شیخ علی بحرانی به نجف برمی گردد و شیخ محمد هم به گناوه می رود. آن وقت عموی من سید اسدالله رکنی در همان بردخون ماند. پدرم در سال ۱۳۷۳ و عمویم هم حوالی ۱۳۸۰ درگذشت.
برخی از علمای منطقه ما
منطقه دشتی اصلا سنی نداشته و الان هم ندارد. اما علمای منطقه ما هیچ کدام با حوزه های ایران ارتباط نداشتند. همه با نجف مرتبط بودند. بنابرین مرجع تقلیدشان هم از علمای نجف بود. اولین رساله ای که من دیدم در کودکی از مرحوم میرزا آقای اصطهباناتی بود. بعد آیات شاهرودی و خویی و الان هم سنتی ها مقلد نجف هستند. نام منطقه دشتی و مرکز آن خورموج است. منطقه دشتی تا بندر دیر و از طرف دیگر به جم و از طرف دیگر به منطقه جغادک می رسد که نزدیک بوشهر است. این را منطقه دشتی می گویند. یک منطقه دیگر که وصل به این این منطقه است تنگستان است که نسبت به دشتی کوچک تر است.
خاندان های دیگری هم هستند. یکی حاج میرزا احمد دشتی است که از شاگردان میرزا عبدالهادی شیرازی بود. او همدرس آقای خویی بود و گاهی شوخی می کرد، می گفت ما هیچ کم نداشتیم اما این مسافرت ها کار دستمان داد. می گفت یکی دلایل موفقیت آقای خویی این بود که در شصت سال، دو مسافرت داشت. یکی برای درمان به ایران و یکی هم حج. میرزا ابراهیم جمال یوسفی دشتی، ایشان برادر زاده میرزا احمد دشتی است. ایشان هم نجف بود. در ضمن داماد میرزا احمد است. مدت کمی امام جمعه بوشهر بود. قبل از انقلاب، مدرسه رسالت را که تأسیس کرد بودجه آن از طرف عمدتا آقای سید مصطفی حسینی دشتی تأمین می شد. شاید از جاهای دیگر هم می گرفت. سید مصطفی حسینی الان بوشهر و بسیار پیر شده است. به جز میرزا احمد، دو عالم دیگه بودند. دو برادر، آیات شیخ محمد محمودی و شیخ عباس محمودی بودند که هم در نجف و هم در کردوان با هم زندگی می کردند، و هر دو هم وقتی فوت کردند در یک قبر دفن شدند، البته با فاصله هفت سال. در تمام عمر هر دو هم در نجف و هم در ایران در یک خانه بودند. حتی همسران آنها هم در یک قبر دفن شدند. این دو برادر نسبت به مراجع معاصر خود هیچ چیزی کم نداشتند. و همچنین آیة الله حاج میرزا احمد نجفی دشتی هم همین طور بودند از نظر علمی و فقهی . در باره داستان فتوای قربانی در منی وقتی مطرح شد، من نزد شیخ محمد رفتم که هشتاد سال داشت. ایشان به قدری زیبا بحث کرد که عالی بود. وقتی اینها را به برخی از مراجع نوشتم، توضیحی بیش از آن نداشتند. این خاندان محمودی با خاندان محمودی علامرودشت مخلوط نشود. آنها لامردی هستند و هیچ نسبتی هم ظاهرا با هم ندارند.
در منطقه دشتی سادات فراوان هستند و غالبا حسینی اند. امیر دیوان اسمش شاه فرج الله الرکنی الحسینی المعروف به امیر دیوان. این جد بزرگ سادات حسینی آنجاست.
مردم دشتی و بحرین
مردم دشتی رفت و آمد به بحرین داشتند و آسان رفت و شد می کردند یک برگه عبور به عنوان علم و خبر بود که امروز «به جهت اطلاع» ترجمه می شود. بحرین در زمانی که من هنوز سیزده چهارده ساله بودم، رسما جزو ایران بود. روابط اقتصادی متقابل بود. صادرات و واردات داشتند. گندم و جو از اینجا می رفت، و چای و شکر از آنجا می آوردند.
مردم منطقه دو قسم هستند. ساحل نشین از طرف دیر و کنگان بیشتر عرب زبان بودند. اما منطقه ما و حتی بوشهر عرب زبان نبودند و نیستند. همان گویش های محلی را داشتند و دارند.
یک منطقه دیگری بادولی در فاصله بیست سی کیلومتر هست که آنجا هم ساداتی هستند که از همین شاخه ما هستند. آقای حسینی بوشهری از خانواده ما و عمه زاده است، اما حسینی تنها هستند و لقب رکنی را ندارند. یعنی از پنج پشت به بالا به ما می رسند.
تجربه طلبه شدن من
ما پنج برادر هستیم که چهار نفر روحانی و یکی کاسب است. (سید محمد جواد، سید علی اصغر، سید محمد حسن، سید سجّاد و سید علی اکبر ) من فرزند اوّل خانواده هستم. از همان زمان که علما به منزل پدرم می آمدند، من آن قدر به این لباس علاقه داشتم که گاهی تعداد پیچ های عمامه شان را می شمردم. از همان زمان هم تمرین می کردم. اولین عمامه من را هم پدرم پیچید، و دومی را خودم پیچیدم. پدرم هم خیلی تشویق به روحانی شدن می کرد. یک بار به من گفتند محمد جواد! اگر دوست داری ازدواج کنی، من آماده ام. بعد بلافاصله گفت آیا با من مشورت می کنی؟ گفتم بله. ایشان گفت اگر طلبه شوی خیر دنیا و آخرت در انتظار تو است، ولی اگر اینجا بمانی و ازدواج کنی تو همین خواهی بود و ترقی نخواهی کرد. ایشان هم گفت من هم هر امکانی بتوانم در اختیار شما می گذارم. با رضایت خاطر آمادگی ام را اعلام کردم. حقیر گفتم راه دوم را انتخاب خواهم کرد و همیشه از اینکه این راه را انتخاب کرده ام بخود می بالم، وقتی به آیینه نگاه می کنم و خود را در این لباس زیبا می بینم، می گویم اگر این لباس را انتخاب نمی کردم چه لباسی زیبنده من بود؟ ایشان گفت من امسال مکه می رم و تابستان شما را راهی به نجف می کنم. این سال 1344 است. آن سال با سختی به مکه رفتند. با لنج به قطر رفتند و از آنجا با کامیون به مکه مشرف شدند. کامیون را طبقه زده بودند. طبقه زیر متعلق به زنان و طبقه بالا از مردان بود که با سختی رفته بودند. سه ماه این سفر طول کشید. از اول شوال تا محرم که آمدند. آن وقت ها، روستای ما فقط یک حاجی داشت که کدخدا بود. دومی آن پدرم بود. جشن بزرگی گرفتند که سالم برگشته است!
چگونه مخفیانه به عراق رفتم؟
من به حسب شناسنامه متولد 1333 هستم، اما دو سه سالی خودم بزرگتر هستم. تابستان شد و آماده رفتن به نجف شدم. خودم هم خیلی احساس خوبی داشتم. به آبادان آمدیم و به منزل شیخ علی بدری رفتیم که هنوز هم ایشان آنجا هست. آنجا اولین بار یک طلبه کوچک بدون ریش دیدم که پسر کوچک مرحوم شیخ احمد کردوانی بود. از دیدن او و این که در این سن و سال عمامه پوشیده، خیلی خوشحال شدم. یک حاج قاسمی را یافتند که من را از مرز عبور داده و تا نجف همراهی کند. یک عرب عقال پوش بود. قراری گذاشتند که من را تحویل مدرسه بخارایی در نجف بدهد، و دویست تومان بگیرد.
آن زمان من تابستانها کار می کردم. ده پانزده تومانی داشتم و یک بار به بندر لاور رفتم و پولم را به جاشوها دادم یک کیسه شکر آوردند. من این را گرفتم در منطقه خودمان به سی تومان فروختم. دفعه بعد چایی هم برایم آوردند و اینها را فروختم. روزی که عازم نجف بودم، سیصد تومان پول داشتم. الاغی هم داشتم که خیلی مرکب خوبی بود، آن را هم هشت صد تومان فروختم. الاغ بسیار کوشایی بود. این پول را هم برداشتم.
از آبادان سوار شدیم تا خزعل آباد، ظاهرا همین جزیره مینو فعلی. در گاراج که خواستیم سوار ماشین بشویم، دو روحانی از اهل تربت حیدریه هم بودند. سه نفری حرکت کردیم. پدرم وقت خدا حافظی خیلی گریه کرد و این اولین بار بود که گریه او را می دیدم.
در خزعل آباد وارد منزلی شدیم که از دوستان حاج قاسم بود. نماز مغرب و عشا را خواندیم، فردی که قرار بود ما را ببرد، گفت که هر وقت دیدید من نیستم، بدانید مشکلی پیش آمده است. نمانید. ما یک وقت دیدیم نیست. متوجه خطر شدم که اینجا نباید ماند. صاحب خانه اصرار کرد، چون عرب بود و مهمان نواز، اما من قبول نکردم که بمانیم. راه افتادیم. به ذهنمان رسید از عالم محل بپرسیم. گفتند آقا شیخ حسین بندرریگی است. به منزل او رفتیم که تازه از نماز جماعت برگشته بود. خیلی علاقه ای به راه دادن ما نداشت. چون از مقابل در کنار نمی رفت و حتی در جواب شیخ همراه ما که گفت ما در اینجا غریب هستیم و جائی نداریم، گفت مگر هر کسی غریب و بی جا بود باید به منزل ما بیاید. در حین گفتگو ناگهان نگاهش به من افتاد و گفت شما پسر سید عیسی نیستی؟ گفتم: بله. فورا گفت: بفرمایید، بعد شیخ تربت حیدریه به مزاح می گفت خدا کرد، بود که امشب جائی برای ما پیدا شد و گرنه پس از حدود بیست سال از روی قیافه پدر پسر را بشناسد خیلی عجیب است. به هر حال به من رو کرد و گفت: تو پسر سید عیسی نیستی؟ گفتم: بله. آن وقت گفت بفرمایید داخل. من هیچ وقت او را ندیده بودم. بعد پرسیدم شما چطور من را شناختید. گفت من با پدرت در نجف هم مدرسه ای بودیم و از روی قیافه تشخیص دادم. شب درس تفسیر داشت و خواست برود. من به دوستان گفتم ادب اقتضا می کند که او را همراهی کنیم و رفتیم درس تفسیر او. فردا صبح سروکله آن قاچاقچی پیدا شد، و گفت دیگر از این راه نمی شود برویم. بالاخره حرکت کردیم.
قدری راه رفتیم ، دیدم که این شیخ تربت حیدریه نتوانست راه بیاید. نشستیم تا استراحت کامل کرد و بعد راه افتادیم. در بین راه وسیله پیدا شد و با آن رفتیم. مسیر ما به سمت قصبه یا گسبه بود که امروز اروند کنار می گویند. شب را ماندیم. اذان بیدار شدیم، نماز خواندیم، و قرار شد تا کنار شط پیاده برویم. گفت: روبروی ما فاو است. یک قایق آمد و ما را سوار کرد و رفتیم به فاو. اینجا کشتی ها و لنج های زیادی، از ایرانی و عراقی بود. آن طرف که رسیدیم سگی پارس کرد و ماموری عراقی هم آمد. صاحب لنج را کتک زد. اما قاچاقچی زرنگ بود و رفت با او صحبت کرد. بعد آمد و گفت نفری پنجاه تومان حاضرید بدهید؟ گفتیم بله. شرط کرد که اینجا پیاده نشوید بروید یک گوشه ای دور از چشم من. آنجا گل بود و به هر حال راه افتادیم. وارد روستایی شدیم و خانواده ای ما را پذیرایی کرد. قاچاقچی آمد و گفت باید به بصره برویم. اما اگر مشکلی پیش آمد، من خواهم رفت خودتان فکری بکنید.
تعقیب ما در بصره
من لباسی عربی پوشیدم با چفیه و عقال عراقی به عنوان فرزند لال این قاچاقچی عازم شدیم. بالاخره به بصره رسیدیم. در آنجا یک وقت دیدیم قاچاقچی نیست. فهمیدیم باز مشکلی پیش آمده. رفتیم تا به حسینیه ای رسیدیم. دیدیم صدای قرآن می آید. گفتیم لابد فاتحه است. رفتیم و پراکنده در جمع مردم نشستیم تا کسی متوجه نشود. من روبروی در نشستم تا مراقب هم باشم. دو مامور آمدند، ولی نتوانستند کسی را پیدا کنند. رفتند. منبری بالای منبر رفت و بالاخره مجلس تمام شد. همانجا در حسینیه ناهار خوردیم. ساعت دو بود که سر و کله قاچاقچی پیدا شد. گفت قطار پیدا نکردم، اما شب ساعت 9 بلیط اتوبوس برای کاظمین گرفته ام.
سوار شده حرکت کردیم. در راه یک پاسگاه به اسم ابوالفلوس بود که همه ما را پایین آوردند. من اولین عمامه را خودم بستم، و در بصره ملبس شدم به لباس روحانیت تا قیافه ام با کارت شناسایی که برایم درست کرده بودند سازگار باشد. از آن زمان به بعد هم ملبس ماندم. در پاسگاه یک بازجویی مختصری کردند. ما مدعی بودیم که در نجف درس می خوانیم. به هر حال اجازه رفتن داد. دم اتوبوس وقتی بالا می آمدم، رئیس پاسگاه گفت: تو اولین بار است عراق را می بینی، اما برو!
رسیدن به کاظمین و رفتن به نجف
این زمان هنوز زمان عبدالرحمان عارف بود که رئیس جمهور عراق بود. نصف شب به کاظمین رسیدیم. هنوز درشکه در شهر بود و ماشینی درکار نبود. تا این زمان من هیچ امام معصومی را زیارت نکرده بودم با شوق زاید الوصفی. مشهد هم نرفته بودم. این اولین بار بود که امام معصوم زیارت می کردم. اشکم درآمد. قاچاقچی محترم که اسمش حاج قاسم بود ـ و بعدها روحانی هم شد! و زمان جنگ با لباس آخوندی در بندر لنگه به دیدنم می آمد! ـ گفت کیف ها را بردارید که به نجف برویم. ماشین ابوثمانیه عشر، ماشین هیجده نفره. مثل مینی بوس. سوار شدیم و ظهر رسیدیم مدرسه بخارایی. عموی من ساکن نجف بود، و من هم آدرس آنجا را داشتم و به آنجا آمدم. عمویم آمد و من را به خانه اش برد. یک خانه کوچک اجاره ای پنجاه شصت متری داشت. یک اتاق بالا داشت که من یک هفته ای
یک هفته برای حجره گشتیم. هیچ کجا نبود. به بزرگانی متوسل می شدیم. از جمله به آمیرزا احمد دشتی. اما اقدام جدی نمی شد.
بالاخره گفتند یک حجره ای در مدرسه خلیلی هست. خادم آمد و در را باز کرد. خاکی و تار عنکبوت بود. لباس را درآوردم و شروع به تمیز کردن کردم. بعد از چند ساعت تمام شد، اما شیخی میان سال آمد و گفت من صاحب این حجره هستم. خادم بی خود کرده به تو داده است. کلید را گرفت و من هم حرفی نزدم.
سیدی بود از اصفهان که تازه ازدواج کرده بود، عموی من با او مذاکره کرد و قبول کرد که حجره اش را در مدرسه آخوند بزرگ به من بدهد البته به طور موقت ولی بعدها با او باجناق شدم، خدا رحمتش کند. اتاق کوچکی بود و در عرض آن نمی شد خوابید و فقط در طول آن می شد دراز کشید. خوشحال شدم که بالاخره یک حجره ای داریم. طبقه بالا بود که نه آب داشت و نه دستشویی، و باید مرتب پایین می رفتم.
برقراری شهریه من
آن وقت دنبال شهریه بودم. شیخی از محل ما بود. گفت باید به منزل آیت الله حکیم برویم. محل آن در محله العماره بود. دفتر دار ایشان آقا شیخ محمد رشتی، پسر میرزا حبیب الله رشتی بزرگ بود. وارد شدیم. شیخ محمد تا من را دید، برخاست آمد و عمامه من را بوسید. این در آن غربت، خیلی روی من اثر مثبت گذاشت. شوق من را چند برابر کرد. گفت از کجا آمدی؟ اسم بوشهر مطرح نبود، گفتم دشتی. گفتم بیست روزی است آمدم. گفت چه کار داری؟ گفتم برای شهریه. همان لحظه کشوی میزش را کشید، و یک دینار که 21 تومان ما بود، در آن روزها به من داد. این شهریه یک طلبه مجرد بود. اسم و مشخصات را وارد کرد. یک کارت شهریه هم برای من صادر کرد. این نشان رسمیت من در حوزه نجف بود. به من گفت از ماه آینده به مکتبة العامه بروید و شهریه را آنجا بگیرید.
شیخی که همراه من بود، گفت به من هم بدهید که یک سال است آمدم. اما به او گفت شما موقت هستید. جالب است که آن شیخ یک سال بعد هم از طلبگی رفت. پرسیدم چرا می خواهی بروی؟ می گفت از طلبگی چیزی در دستم نیامده است. مقصودش از نظر علمی بود.
مرجعت عامه آقای آیت الله حکیم
وقتی ما به نجف رفتیم، مرجعیت عامه از آیت الله حکیم بود. پنج شش ماهی بود که امام وارد نجف شده بود. مرجع دوم آیت الله سید محمود شاهرودی بود. محور آیت الله حکیم بود. آیت الله مدنی که من شاگردش بودم، یک وقتی در درس گفت: من سالی در حج مشرف بودم، به ما گفتند که اینجا تبلیغ مذهب آزاد است. آقای مدنی گفت من در گوشه ای رفتم و به سه زبان ترکی فارسی و عربی صحبت کردم. مردم هم اطراف من جمع شدند. آقای مدنی در راه رفتن، تند حرکت می کرد. بعد از صحبت، یک مرد سیاهی آمد و گفت: حال آیت الله حکیم چطور است؟ من پرسیدم: شما کجایی هستی؟ گفت: سودانی. گفتم از کجا آیت الله حکیم را می شناسی؟ گفت: هو ابونا. مقصود این که آقای مدنی می گفت نفوذ آیت الله حکیم تا افریقا بود.
من اولین مرجعی که دیدم، آیت الله حکیم بود. یک روز حرم امام علی ع رفتم. دیدم باب القبله ازدحام شد. دیدم سید بزرگواری وارد صحن شد. پرسیدم کیست؟ گفتند آیت الله حکیم. من هم رفتم دست ایشان را بوسیدم. ایشان گفت: موفق باشید. نزدیک ایستادم و محو تماشایشان شدم. یک پیرمرد و پیرزن ایرانی آمدند و دست ایشان را بوسیدند. وقتی زن آمد، آقا حکیم دستش را زیر عبا گرفت. زن چسبید و سرش را برنداشت. خادم رفت او را جدا کند، اما آقای حکیم به او اشاره کرد که نزدیک نشود. تازه آیت الله حکیم دست چپش را هم روی سر آن زن گذاشت. حس من بسیار عالی بود که این صحنه را می دیدم. بعد هم به آن زن و مرد سه بار گفتند: موفق باشید.
آن وقت نجف، تاکسی شهری نداشت، و همه درشکه داشتند. آقای حکیم یک کادیلاک قدیمی داشت که با آن این طرف و آن طرف و از جمله کوفه می رفت. من در حدی نبودم که به درس ایشان برم. آن وقت در اوج مرجعیت، درس ایشان هم کم شده بود. اساتید ما که شاگرد ایشان بودند می گفتند که در عین تسلط بر مسائل علمی، کلمات عامیانه و شکسته بکار می برد. آن وقت طلاب ایرانی بر سایر طلاب و حتی عرب غلبه داشت. بعد از طلاب ایرانی، افغانی ها و بعد پاکستانی و بعد عرب بودند. وقتی ایرانی ها را بیرون کردند، معلوم شد که حضور

کلیدواژه: مدرسه آیت الله بروجردی | مدرسه آقای بروجردی | آیت الله حکیم بود | طلبه های انقلابی | شیخ عباس قوچانی | سید محمد شیرازی | سید محمود هاشمی | مدرسه بخارایی | مدرسه بروجردی | خاندان محمودی | درس آقای خویی | آقای حکیم بود | روستای زیارت | سید ابوالحسن | آقای حکیم | درس آقای صدر | بیرون می آمد | انقلابی بود | آقای خلخالی | سید اسدالله | مدرسه آخوند | درس امام | نظر علمی | جواب می داد | فکر می کردم | پدرم می گفت | آقای ناصری | میرزا احمد | منطقه دشتی | حرکت کردیم | مرحوم والد | ایشان گفته | آقای راستی | طلبه ها | نوشته بود | نماز جمعه | مشکلی پیش | برای آقای | اولین بار | پنج دینار | هم مباحثه | سید مرتضی | ایشان گفت | شهید مدنی | ایرانی ها | درس ایشان | طبقه بالا | آقای مدنی | ما بعد | رفت و آمد | آن وقت | آمد و گفت | من گفت | هم بود | آن وقت ها | ایشان هم | آنجا بود | گفته بود | معلوم شد | قاضی بود | منطقه ما | آمده بود | شیخ احمد | سید احمد | داده بود | عالی بود | سید عیسی | آقای سید | همین طور | مسجد شیخ | رفته بود | سید یوسف | شیخ محمد | سید مهدی | من گفتم | پیش آمد | پیدا شد | یک طلبه |

منبع: خبرآنلاین

منبع این خبر، وبسایت www.khabaronline.ir است و سایت «رویداد ۲۴» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۱۴۷۰۴۷۵۳ را همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «رویداد ۲۴» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

خلبان ایرانی که صدام دستور داد پیکرش را دو نیم کنند را بشناسید

مزاحمت‌هایی که نصیب آیت الله هاشمی می شد الان نصیب ما شده/پنج نفر از اعضای خانواده ما مممنوع الخروج هستند/فکر می کنند اسناد سری داریم که می خواهیم منتشر کنیم/حجاب را به صورت سنتی و بدون هیچ تحقیقی انتخاب کردم/ازدواج موقت همان دوست دختر پسری است

بررسی وحشتناک ترین جملات ترامپ در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل متحد

در همین زمینه

  • واکاوی موقعیت های رسانه ای سالهای دفاع مقدس در فرمانده
  • مدیر مرکز مستند حقیقت، با حضور اهالی رسانه به واکاوی موقعیت‌های رسانه‌ای سالهای دفاع مقدس در «فرمانده» می‌پردازد. به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ امروز مرتضی شعبانی مستند ساز، فیلمبردار و از همراهان شهید آوینی و مدیر مرکز مستند حقیقت، داوری موقعیت‌های رسانه‌ای سال‌های دفاع مقدس را در برنامه «فرمانده» بر عهده دارد. شرکت‌کننده‌های این مسابقه از جوانهایی هستند که در سالجاری در حوزه دفاع مقدس صاحب رتبه‌های برتر شدند. در این برنامه سه موقعیت از موقعیت‌های مربوط به جنگ روانی و عملیات رسانه‌ای مطرح می‌شود.یاد شهدای رسانه به ویژه شهید آوینی زینت بخش این برنامه است. شایان ذکر است اولین قسمت برنامه فرمانده روز گذشته با موضوع موقعیت‌های پدافند در سال ها‌ی دفاع مقدس و با حضور دو تن از فرماندهان پدافند ارتش در سالهای جنگ روی آنتن رفت.«فرمانده» امروز ساعت ۱۲: ۴۵ به تهیه کنندگی کیانازکاوه، گویندگی علی رضا تابان و نویسندگی اعظم بهروز و هماهنگی متین السادات فیروزی از گروه فرهنگ و دفاع مقدس از آنتن رادیو ایران پخش می‌شود.«اینجا کربلاست» در رادیو ایران«اینجا کربلاست» با هدف عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و گرامیداشت یاد شهدای کربلا وپرداختن به ابعاد و جایگاه فریضه نماز همچنین افزایش آگاهی مخاطبان نسبت به آموزه‌های قرآن و اندیشه اهل بیت (ع) و تلاش برای گسترش فضایل اخلاقی و معنوی در میان مخاطبان پخش می‌شود.در این برنامه ضمن سوگواری و گرامیداشت عاشورا و مظلومیت شهدای کربلا، طی ارتباط هایی با مراکز استانهایی همچون (بندرعباس، بوشهر، زنجان، تبریز، یزد، مشهد، شیراز، گیلان، مازندران و قم) مراسم روز عاشورا در این استان‌ها و همچنین حال و هوای عزاداران حسینی به سمع مخاطبان خواهد رسید.در این برنامه ترکیبی به اهمیت فریضه نماز برای احیای دین و زوایای مختلف آن پرداخته و برنامه به اذان ظهر و نماز ظهر عاشورا ختم خواهد شد. یکی از جانبازان سالهای دفاع مقدس و استاد دانشگاه نیز به عنوان کارشناس...
  • هنر و تجربه یکی از راه های ارتقای سینماست
  • مدت‌زمان زیادی نیست که محمدمهدی حیدریان به‌عنوان رئیس سازمان سینمایی منصوب شده است و در این مدت صحبت‌های بسیاری در مورد چگونگی و نحوه سازوکار بخش‌های مختلف سینما از زبان او بیان شده است. حیدریان معتقد است فیلم و فیلم‌ساز یکی از راه‌های فراخوانی مخاطب جدید و مخاطب حرفه‌ای به سینماست. بدون مخاطب حرفه‌ای هنر شما ارتقا پیدا نمی‌کند. اگر دادوستد شما و مخاطب در جهت دور باطلی باشد، سهل‌پسندی و ساده‌انگاری را به هم تزریق می‌کنید و هم فیلم‌ساز خراب می‌شود و هم مخاطب. او در گفت‌وگو با «شرق» از نیاز سینما به گروه سینمایی هنر و تجربه صحبت کرده است که شما را به خواندن این گفت‌وگو دعوت می‌کنیم.در چهار سال نخست، دولت «تدبیر و امید» تمام سعی‌اش بر این بود که به بهبود ارتباط هنرمندان و دولتمردان بپردازد؛ شکافی که در دوران هشت‌ساله ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد عمیق شده بود. بعد از بهبودی این ارتباط، حالا دیگر سطح مطالبات هنرمندان بالا رفته و آنها در پی مطالبه حقوق معوقه و البته بحق خود هستند. حالا در دوره دوم ریاست‌جمهوری آقای روحانی، سینماگران می‌خواهند خواسته‌هایشان جامه عمل بپوشد. در این مسیر چه خواهید کرد؟ممنون از شما که همواره با مطالبتان باب گفت‌وگو را باز کرده‌اید. قبل از هر چیز معتقدم رسانه‌ها عضو خانواده فرهنگ و اصلا از جنس فرهنگ و هنر هستند و اگر با توجه به قابلیت‌هایی که دارند به کمک سایر بخش‌های فرهنگ نیایند، هرچه برنامه و عِده و عُده داشته باشیم، بدون رسانه‌ها به نتیجه نمی‌رسیم. در وهله نخست از دست‌اندرکاران سینما انتظار داریم کمک کنند تا به یک برنامه برسیم و در چارچوب همان برنامه عمل کنیم.هدفتان این است که مسیر سینماگران را هموار کنید؟بله. ما و جامعه سینمایی با هم خانواده هستیم. پس کار اول این است که با کمک هم به‌روز شویم.وقتی می‌گویید انتظار دارید، حدود و ثغور این انتظارات چیست؟سنگ‌بنای اول انتظار...
  • مجاز یا واقعیت در جزیره ساتن تجربه می شود
  • نمایش «جزیره ساتن» به کارگردانی فاطمه فریدون از ۱۱ مهر در تماشاخانه عمارت روبرو در قالب اجرای عمومی به صحنه می رود. به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «جزیره ساتن» نوشته فاطمه فریدون بر اساس رمانی با همین نام اثر تام مک کارتی است که از ۱۱ تا ۲۲ مهر ساعت ٢٠ در تماشاخانه عمارت روبرو به صحنه می رود. در این نمایش که کارگردانی آن نیز بر عهده فاطمه فریدون است فرزانه زینتی، کیوان سررشته و امید سلیمی به ایفای نقش می پردازند. کارگردان «جزیره ساتن» درباره این نمایش چنین گفته است: «نمایش «جزیره ساتن» حاصل یک سال ایده پردازی در مورد مساله «رسانه» در تئاتر است. ما به «مواجهه ای» می پردازیم که هر لحظه رخ می دهد و شاید درست در همین لحظه که از طریق شبکه های اجتماعی این نوشته را می خوانید، رخداد اصلی نمایش ما را تجربه می کنید؛ مجاز یا واقعیت.» کیوان سررشته و فاطمه فریدون دراماتورژی «جزیره ساتن» را بر عهده دارند و کسرا پاشایی طراح صدا، افرا میرفارسی طراح فضا، فائزه رخ فیروز طراح حرکت، الیاس نادری دستیار اول کارگردان و برنامه ریز، آفرین بهشتی منشی صحنه و نوید آقاخانی عکاس و تصویربردار این اثر نمایشی هستند.
  • کتابخانه و موزه ملک تجمیع نمی شوند/۸۰ سالگی یک تجربه
  • مدیر کتابخانه و موزه ملک در نشستی به بهانه ۸۰ سالگی این موزه به تشریح برنامه‌ها و تغییرات احتمالی در روند اداره این مرکز پرداخت. به گزارش خبرنگار مهر، سیدمجتبی حسینی در نشست رسانه‌ای ۸۰ سالگی کتابخانه و موزه ملک و موزه ایران باستان گفت: ایرانی‌ها به خاطر مصائبی که گذرانده اند در حال زندگی می کنند. شاید به این خاطر باشد که بسیاری از کارخانجات و موسسات ما عمر طولانی ندارند و هر کس موسس نهاد خود است. در چنین شرایطی که عمر بسیاری از نهادها به نیم قرن هم نمی رسد موزه ایران باستان و کتابخانه و موزه ملک ۸۰ ساله می شوند. این دو نهاد برای مردم طراحی شده اند گرچه خاستگاه شان متفاوت است؛ یکی را حاکمان شکل داده و دیگری را یک بازرگان فرهیخته اما در هر دو یک کلمه قید شده و آن واژه «ملی» است. رئیس کتابخانه و موزه ملک با اشاره به اینکه موزه ها پدیده هایی هستند که برای فردا طراحی شده اند، گفت:موزه‌ها گرچه آثار دیروز را به نمایش می گذارند اما برای فردا طراحی شده اند و هر موزه ای که فردایی تر باشد پرمخاطب تر و دلپذیرتر است. حسینی به فعالیت‌های مشترک موزه ملی و موزه ایران باستان اشاره و بیان کرد: ما تصمیم گرفتیم یک نهاد واسط بین کتابخانه و موزه ملک و موزه ملی ایران وجود داشته باشد به همین خاطر یک کارگروه فرهنگی تشکیل شد و تعدادی از همکاران دو نهاد به سرپرستی مسعود صالحی که موزه‌داری می‌داند و با فعالیت های فرهنگی آشناست، آغاز به کار کردند تا مجموعه برنامه‌های «۸۰ سالگی» را پیگیری کنند. رئیس کتابخانه و موزه ملک به برنامه‌های این موزه در آستانه ۸۰ سالگی اشاره و بیان کرد: موزه ملک و موزه ملی ایران یک شعار مشترک دارند و آن «۸۰ سال مشق فرهنگ در باغ ملی» است. در نتیجه...
  • روایت حسنتاش از سکوهای نفتی که طعمه عراق شد/از تجربه جنگ استفاده نکردیم
  • هميشه در جنگ‌ها دشمن به نقاط استراتژيك حمله می‌کند. براي همين هم هست كه صنعت نفت ايران به‌واسطه آنكه بنيه اقتصاد کشور بر آن استوار است، پس از خط‌هاي مقدم، بيشترين حملات را در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، متحمل شد. البته اين وابستگي كماكان باقي است و باز هم در دوران تحريم، صنعت نفت ايران، هدف دشمنان قرار گرفت و گويي تجربه‌اي در ٣٠ و اندي قبل براي رهايي از اين فشار، وجود نداشت. غلامحسين حسنتاش، كارشناس ارشد انرژي، در سلسله‌نشست‌هاي مؤسسه دين و اقتصاد با موضوع «صنعت نفت در دوران دفاع مقدس» به بررسي رخدادهاي دوران جنگ در اين صنعت پرداخت. او از حوادث و گذرگاه‌هايي ياد مي‌كند كه اگر در زمان حاضر اتفاق مي‌افتاد، شايد راهكاري چنين عقلاني براي آن پيدا نمي‌شد. از ميان‌برهايي كه براي صادرات نفت و واردات بنزين از سوي مسئولان وقت در نظر گرفته مي‌شد تا روحيه پرسنل صنعت نفت براي بازسازي خرابي‌هاي حملات هوايي عراق. حسنتاش از توطئه آمريكا و عربستان عليه ايران با دستكاري قيمت نفت براي پايان‌دادن به اين جنگ تحميلي نيز خبر مي‌دهد و تلاش‌هاي ايران براي خنثي‌سازي آن و اتحاد جهان اسلام عليه عربستان و سرانجام، عقب‌نشيني آل‌سعود. اين نشست مملو از خاطرات دوراني است كه مي‌تواند تجربه‌اي براي آينده صنعت نفت باشد. ‌صنعت نفت، دومین پایگاه حمله عراقی‌ها صنعت نفت، جبهه اقتصادی دشمن در جریان جنگ تحمیلی بود. بعد از انقلاب، وارث اقتصاد وابسته به نفت و تک‌محصولی شدیم به‌ویژه بعد از شوک اول نفتی در دوره ٥٢ تا ٥٦ این وابستگی به اوج خودش رسید و دشمن هم این را می‌دانست که اگر بتواند صنعت نفت را مختل کند، اقتصاد را مختل خواهد کرد و توان ایران برای تداوم و اداره جنگ را کاهش خواهد داد؛ بنابراین در کنار تحرک و مقابله در جبهه‌ها، تمرکز حملات دشمن روی تأسیسات صنعت نفت بود؛ مثلا در شهر اصفهان...
  • کارگاه انتقال تجربه با حضور سینماگران برجسته کشور در اصفهان برگزار می شود
  • مدیر دفتر تخصصی سینمای اصفهان اصفهان گفت: جلسات کارگاهی انتقال تجربه، با حضور فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان برجسته کشور، شنبه‌های ابتدای هر ماه به همت دفتر تخصصی سینما در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی برگزار می‌شود. مصطفی حیدری در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در اصفهان اظهار داشت: جلسات کارگاهی انتقال تجربه، با حضور فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان برجسته کشور، شنبه‌های ابتدای هر ماه به همت دفتر تخصصی سینما، وابسته به سازمان فرهنگی‌تفریحی شهرداری اصفهان، در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی برگزار می‌شود.وی با اشاره به اینکه رسالت و هدف اصلی دفتر تخصصی سینما تمرکز بر حوزۀ فیلمنامه است، تصریح کرد: دفتر تخصصی سینما پس از برگزاری نخستین دوره نشست‌های تحلیلی/ آموزشی فنون فیلم‌نامه‌نویسی اصفهان در زمستان 95، از تابستان سال جاری، اقدام به برگزاری سری جلسات کارگاهی را با عنوان «انتقال تجربه» کرده است که نخستینجلسۀ آن با حضور مازیار میری و امیر عربی در 11مرداد96، دومین جلسه آن 4شهریور96 با حضور استاد امرا... احمدجو برگزار شد و در سومین جلسه از این کارگاه‌ها، در حضور سعید عقیقی، مدرس، فیلمنامه‌نویس و منتقد سینما خواهیم بود که در روز شنبه، اول مهرماه، از ساعت 16 تا 20 برگزار خواهد شد.مدیر دفتر تخصصی سینمادرباره شرایط شرکت در این کارگاه‌ها ادامه داد: شرط ورود علاقه‌مندان به این جلسات فارغ‌التحصیلان رشته‌های سینما، فیلمنامه‌نویسی و ادبیات نمایشی، فارغ‌التحصیلان انجمن سینمای جوان با ارائه یک فیلم شاخص وهنرجویان نخستین دوره نشست‌های تحلیلی/آموزشی فنون فیلمنامه‌نویسی اصفهان است.وی همچنین از فروش کتاب دوجلدی «معیار نقد، معماری نقد» نوشتۀ سعید عقیقی با تخفیف ویژه خبر داد و اعلام کرد: دو کتاب ارزشمند «معیار نقد، معماری نقد» که به مبحث‌هایی چون اصول و معماری نقد، نقد سینمای ایران و جهان، بررسی مباحث نظری و... می‌پردازد، به قیمت 20هزار تومان به فروش می‌رسد.حیدری گفت: کارگاه‌های «انتقال تجربه» در جلسات آینده از حضور همایون اسعدیان، رسول صدرعاملی، حمید نعمت‌الله، محمدرضا گوهری‌، محمدحسین مهدویان و هادی مقدم‌دوست...
  • مشاوران نظامی آمریکا تجربه و امکانات کافی را برای آموزش نظامیان افغان ندارند
  • بازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان در گزارشی اعلام کرد: مشاوران نظامی آمریکا از تجریه و امکانات کافی برای آموزش نظایمان افغان برخوردار نیستند و واشنگتن مشاورانی در مناطق پرخطر ندارد. به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، اداره بازرسی آمریکا در امور بازسازی افغانستان موسوم به «سیگار»در گزارشی اعلام کرد که مشاوران نظامی آمریکا و قراردادی‌هایی که برای آموزش نیروهای پلیس به افغانستان اعزام می‌شوند تجربه و امکانات کافی را ندارند.بر اساس این گزارش، حتی یک مشاور آمریکایی از فیلم‌ها برای چگونگی آموزش اجرای قانون به افسران پلیس افغانستان استفاده کرده است.«جان سپکو» سربازرس ویژه اداره بازرسی آمریکا در امور بازسازی افغانستان گفت: دولت آمریکا مشاوران نظامی که در مکان‌های پرخطر مستقر شوند را ندارد بنابراین برای آموزش هزاران پلیس افغان از نیروهای هوایی، افسران پیاده نظام و قراردادی‌های غیرنظامی استفاده کرده است.وی افزود: دوره‌های آموزشی چگونگی ارائه مشاوره توسط دولت آمریکا تنها برای مشاوران غیرنظامی برگزار می‌شوند و افسران آموزش ندیده آمریکایی در افغانستان ماموریت آموزشی نیروهای پلیس را بعهده دارند.سپکو در ادامه تصریح کرد که خلبان‌های نظامی و تعدادی از نیروهای هوایی برای آموزش به افغانستان اعزام شده‌اند اما باید مشاورانی را برای آموزش نیروهای پلیس این کشور اعزام کرد که تجربه و تخصص لازم را داشته باشند.بازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان تاکید کرد: «این احمقانه است که یک خلبان نظامی ماهر ارتش به نیروهای پلیس آموزش بدهد، این منطقی نیست».وی هشدار داد: اگر روش آموزش نیروهای امنیتی افغان تغییر نکند میلیاردها دلار به هدر خواهد رفت.سپکو با ارائه نمونه‌ای نحوه آموزش به نیروهای افغان خاطرنشان کرد که در برخی از موارد مشاوران آمریکایی در جلسات آموزشی در افغانستان از منابع آموزشی عملیات مشترک نیروهای آمریکایی و ناتو در بالکان استفاده کرده‌اند.بازرس سیگار ادامه داد که استفاده از این منابع آموزشی هیچ مطابقتی با شرایط افغانستان ندارد و این نحوه آموزش چشم انداز روشنی برای...
  • در نخستین تجربه آسیایی تیم هندبال بانوان لارستان مقابل نماینده قزاقستان شکست خورد
  • به گزارش خبرگزاری فارس از لارستان، تیم هندبال زنان شهید چمران لارستان در نخست دیدار خود در رقابت‌های جام باشگاه‌های هندبال آسیا مقابل «آلماتی» قزاقستان با حساب 19 بر 23 تن به شکست داد. تیم لارستان که سابقه قهرمانی در فصل گذشته لیگ برتر ایران را در کارنامه دارد برای نخستین‌بار مجوز حضور در مسابقات آسیایی را کسب کرد. این تیم با جذب بازیکن از تیم‌های مطرح کشور و حتی بازیکن خارجی با مربیگری نشمین شافعیان سرمربی برجسته هندبال بانوان کشور به رقابت‌های جام باشگاه‌های هندبال بانوان آسیا اعزام‌ شده است. تیم بانوان شهید چمران لارستان که به‌عنوان تنها نماینده ایران در این مسابقات شرکت دارد، فردا ساعت 16:00 به‌وقت محلی مقابل تیم UZBECHKA ازبکستان قرار می‌گیرد. دومین دوره رقابت‌های هندبال جام باشگاه‌های زنان آسیا به میزبانی ازبکستان از یکم تا هفتم مهرماه برگزار می‌شود. 6 تیم آسیایی ILE قزاقستان، آلماتی قزاقستان، AGMK ازبکستان، UZBECHKA ازبکستان، IND هند و شهید چمران لارستان ایران در این رقابت‌ها حاضر هستند. انتهای پیام/ج/
  • تقوی:از انگیزه بالایی برای کسب مدال طلای جهان برخوردار هستم/سعی کردم از تجربه بزرگان تیم ملی ووشو استفاده کنم
  • ملی‌پوش وزن ۸۵ کیلوگرم تیم ملی ساندا با تاکید بر انگیزه بالایی خود برای کسب مدال طلای جهان گفت: با وجود اولین تجربه حضور در مسابقات جهانی اما از انگیزه بالایی برای کسب مدال طلا برخوردار هستم. معین تقوی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم، در خصوص شرایط تیم ملی ووشو در آستانه مسابقات جهانی روسیه اظهار داشت: تمرینات بسیار سختی را در اردوی تیم ملی پشت سر گذاشتیم و در حال حاضر 5 نفری که قرار است به مسابقات جهانی روسیه اعزام شوند بدون مشکل آسیب دیدگی در آمادگی کامل قرار دارند. خدا را شکر مشکل خاصی وجود ندارد و همه بچه‌ها از لحاظ آمادگی به سطح مورد نظر کادرفنی دست پیدا کردند.ملی‌پوش وزن 85 کیلوگرم تیم ملی ساندا با تاکید بر آمادگی خود عنوان کرد: خدا را شکر آمادگی خودم نیز در سطح بسیار خوبی است و نسبت به سالیان گذشته از آمادگی بیشتری برخوردار هستم.وی درخصوص اولین تجربه حضور در مسابقات جهانی گفت: با اینکه حضور در مسابقات جهانی روسیه اولین تجربه حضور من در مسابقات جهانی بزرگسالان است اما از انگیزه بسیار بالایی برای کسب مدال طلا برخوردار هستم. در این مدت با کمک کادرفنی به خوبی رقبای خود را آنالیز کردم و شناخت خوبی نسبت به آنها دارم و امیدوارم موفق به کسب مدال طلا شوم. سعی کردم از تجربه بزرگان تیم ملی ووشو در مسابقات جهانی استفاده کنم و با بهترین شرایط به این مسابقات اعزام شوم.تقوی در خصوص رقبای خود خاطرنشان کرد: در وزن من نماینده‌ای از چین حضور ندارد اما رقبای پرقدرتی از روسیه، بلاروس و مصر حضور دارند که سابقه کسب مدال در مسابقات جهانی دوره‌های قبل را در کارنامه خود دارند.دارنده مدال نقره مسابقات جهانی جوانان جهان با تاکید بر تجربه حضور در مسابقات بین‌المللی یادآور شد: در رده جوانان تجربه حضور در تیم ملی و حضور در مسابقات...
  • منصوریان برای استقلال کم تجربه بود/برای دربی مظلومی را بیاورید
  • در حالی که مدیران باشگاه استقلال و مسئولان وزارت ورزش به شدت پیگیر مذاکره با گزینه های خارجی برای استخدام یک مربی بزرگ خارجی برای جانشینی علیرضا منصوریان هستند برخی از کارشناسان استقلالی در این شرایط استخدام یک مربی ایرانی را برای استقلال مفید می دانند. مسعود اقبالی در گفت و گو با مشرق، درباره این که چه مربی در وضعیت کنونی به کار استقلال می آید صحبت کردند که در ادامه از نظرتان می‌گذرد: *عوامل موفقیت باشگاه برای موفقیت یک تیم چند فاکتور مهم وجود دارد. موضوع اول بحث کادر مدیریت و سازماندهی و تشکیلات یک باشگاه است. بعد کادر مربیان و گروهی هستند که در داخل زمین کار می کنند. مسأله سوم کادر بازیکنان تیم هستند و اگر بخواهیم چهارمین گزینه را نام ببریم افرادی که بیرون از یک تیم هستند در این بخش قرار می گیرند. مانند رسانه های گروهی، طرفداران تیم، اسپانسر ها و غیره. * با این همه مهره نتایج ضعیف بود آنچه باعث تعجب من شد این بود که تیم استقلال از نظر مهره ای تیم خوبی است و از نظر فردی اصلا بد نیست. ولی از نظر کار تیمی باید برگردیم به کادر فنی تا ببینیم چه مشکلی داشته اند که نتوانستند ظرف 7 هفته آن را برطرف کنند. برای استقلال متأسفم که ته جدول است. این تیم با این بازیکنان جایگاهش در اینجای جدول نیست. *مربی خارجی با تیم ته جدولی چکار کند؟ با این وضعیت مالی که باشگاه دارد بعید می دانم اگر الان بخواهند مربی خارجی بزرگی به کار بگیرند بتوانند مورد مناسبی را به تهران بیاورند. مگر اینکه کمک های مالی از جایی به تیم برسد. از طرفی اگر مربی خارجی هم بیاید او در رأس تیمی که به ته جدول چسبیده است تا بخواهد با تیم آشنا شود و اطلاعات دقیقی از وضعیت بازیکنان بدست بیاورد و به...
  • گیم آو ترونز پلی میان اسطوره و تاریخ
  • خبرگزاري آريا - هفته نامه کرگدن - کاوه ميرعباسي: آيا جورج. آر. آر. مارتين توانسته با هوشمندي، روايت هاي مختلف در قرون و اعصار و فرهنگ هاي متفاوت را بجا و درست کنار هم بنشاند و از آن قصه اي امروزي بسازد؟استقبال گسترده از سريال «گيم آو ترونز» دلايل متنوع و متعددي دارد. در درجه اول مي توان به داستان پردازي استادانه و غناي تخيل در قصه هاي آن اشاره کرد؛ همان چيزي که خواننده يا بيننده را در ابتداي امر مجذوب مي کند. رمان سه خط روايي اصلي يا ابرروايت دارد، به علاوه ده ها روايت فرعي وصدها خرده روايت. يکي از سه خط اصلي جنگي است که براي تصاحب سرير آهنين و پادشاهي بر هفت اقليم در جريان است. خط روايي دوم بر مي گردد به ديوار يخي که آن طور که در کتاب گفته مي شود، قدمتي هشت هزار ساله دارد و خط سوم ماجراي دختري است که از سلسه تارگرين ها باقي مانده و مادر اژدهاست و سرگذشتش به موازات آن دو رويداد در جريان است. اين خط روايت تا جلد چهارم مستقل عمل مي کند و در جلد پنجم است که با باقي داستان ها دچار تلاقي مي شود. اما سوال اين جاست که اين داستان هاور وايت ها کاملا از تخيل نويسنده اش نشئت مي گيريد يا جورج. آر. آر. مارتين توانسته با هوشمندي، روايت هاي مختلف در قرون و اعصار و فرهنگ هاي متفاوت را بجا و درست کنار هم بنشاند و از آن قصه اي امروزي بسازد؟اساس اين داستان ها در چه دوره اي مي گذرند و اشاره به چه تاريخي دارند؟ پاسخ اين سوال ها نه ساده است و نه کوتاه. اين داستان در جهاني خيالي مي گذرد و حتي زمان اسطوره اي است. به طور کلي در تمام داستان هاي ريز و درشتي که مي خوانيم و مي بينيم، تلفيقي...
  • عکس/محرومیت در میان گردوخاک فراموشی
  • بیش از نصف استان خراسان شمالی درگیر خشکسالی است. به گزارش مشرق، مسئولان محیط زیست مدام اعلام می کنند که این استان پنجمین استان در کشور است که با این پدیده مواجه شده چرا که میزان اثرات خشکسالی در ۵۱ درصد گستره خراسان شمالی شدید، ۳۶ درصد متوسط و ۹ درصد هم خفیف بیان شده است. مردم روستاهای کالیمانی، عشایر قنبرآباد، عشایر برزل آباد و ... جزو مردمی هستند که زندگی شان را به سختی می گذرانند و برای مصرف روزانه از آب هر روز حداقل ده بار مسافت یک کیلومتری را با خطراتی که در مسیر وجود دارد طی می کنند تا به چشمه تقریبا خشک شده برسند. آبی که مردم برای شست و شوی خود و حیوانات استفاده می کنند هم آلوده است و هم کم .مردم کالیمانی و مناطق دیگر استان خراسان شمالی بین گرد و خاک فراموشی در بیابان های خراسان شمالی زندگی می کنند و هر نسیم داغ و زمختی که به روستایشان می رسد، یک لایه دیگر از غبار فراموشی را روی آن ها می نشاند. گویی زمان در این مناطق، موقعیت خود را گم کرده و بین گذشته و حال سرگردان است. تصاویر ثبت شده از این مناطق مربوط به روزهای تابستان سال هزار و سیصد و نود و شش در سفر انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس به منظور شناسایی ظرفیت ها، توانمندی ها و مشکلات مردم محروم خراسان شمالی تهیه شده است. منبع: مهر ارسال به تلگرام
  • در میان خاکستر به صداگذاری رسید
  • ایران اکونومیست - به گزارش ایران اکونومیست؛ مهدی همایونفر تهیه کننده سینما و تلویزیون درباره سریال «در میان خاکستر» که همچنان در مرحله تولید قرار دارد، گفت: این سریال به مقاومت مردم خرمشهر می پردازد و همانطور که می دانید مهمترین صحنه مقاومتی که در شروع جنگ تحمیلی در ایران بوده مربوط به خرمشهر است. وی ادامه داد: خرمشهر یک شهر مرزی ایران است که ارتش مجهز عراق یک هجوم تحمیلی به آن داشت و در شرایطی که مردم آمادگی نداشتند با تدابیری تلاش کردند شهر خود را نگه دارند و ۳۴ روز مقاومت مردانه از خود نشان می دهند که در این سریال به آن پرداخته شده است. تهیه کننده «اتوبوس شب» درباره این مقاومت توضیح داد: مقاومتی که صورت می گیرد با حضور مردم شهر است و زنان و بچه ها هم حضور دارند. ما در این سریال بیشتر جوان ها را به کار گرفتیم چون اصل مقاومت توسط دختران و پسران جوان انجام شد. وی با اشاره به بهره گرفتن از بازیگران جوان تصریح کرد: اینها بازیگران تئاتر هستند و ما می خواستیم ببینیم ناشناخته بودن چقدر می تواند به باورپذیری قصه و سریال کمک کند. ما چاره ای نداریم جز اینکه به نسل جدید توجه کنیم. آثار بسیار مهمی در عرصه دفاع مقدس ساخته شده که متعلق به کارگردانانی چون عزیزالله حمیدنژاد، رسول ملاقلی پور، ابراهیم حاتمی کیا و... است و حالا نسل جدیدی به میدان آمده و کار می کند. سجاد امیریزدانی هم کارگردانی جوان است و فکر می کنم امروز باید به نسل جوان اعتماد کرد. همایونفر در ادامه درباره پروسه تولید نیز اظهار کرد: در حال حاضر در روزهای آخر تولید و در مرحله صداگذاری و اصلاح رنگ هستیم. وی در پایان با اشاره به سختی های ساخت سریال های مرتبط با دفاع مقدس عنوان کرد: ساخت یک کار نظامی با سریال ساده...
  • محرومیت در میان گردوخاک فراموشی
  • مسئولان محیط زیست مدام اعلام می کنند که این استان پنجمین استان در کشور است که با این پدیده مواجه شده چرا که میزان اثرات خشکسالی در ۵۱ درصد گستره خراسان شمالی شدید، ۳۶ درصد متوسط و ۹ درصد هم خفیف بیان شده است. مردم روستاهای کالیمانی، عشایر قنبرآباد، عشایر برزل آباد و ... جزو مردمی هستند که زندگی شان را به سختی می گذرانند و برای مصرف روزانه از آب هر روز حداقل ده بار مسافت یک کیلومتری را با خطراتی که در مسیر وجود دارد طی می کنند تا به چشمه تقریبا خشک شده برسند. آبی که مردم برای شست و شوی خود و حیوانات استفاده می کنند هم آلوده است و هم کم.مردم کالیمانی و مناطق دیگر استان خراسان شمالی بین گرد و خاک فراموشی در بیابان های خراسان شمالی زندگی می کنند و هر نسیم داغ و زمختی که به روستایشان می رسد، یک لایه دیگر از غبار فراموشی را روی آن ها می نشاند. گویی زمان در این مناطق، موقعیت خود را گم کرده و بین گذشته و حال سرگردان است.تصاویر ثبت شده از این مناطق مربوط به روزهای تابستان سال هزار و سیصد و نود و شش در سفر انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس به منظور شناسایی ظرفیت ها، توانمندی ها و مشکلات مردم محروم خراسان شمالی تهیه شده است.
  • کاهش تنش های تجاری میان آلمان و آمریکا
  • خبرگزاري آريا - معاون وزير اقتصاد آلمان اعلام کرد، تنش هاي تجاري بين برلين و واشنگتن کاهش يافته است و طرفين موضع و رويکرد سازنده و يکساني را در اين زمينه در پيش گرفته اند.ماتياس ماخنيگ روز جمعه گفت: مقامات آلماني و آمريکايي که با هم ديدار کردند موضع بسيار خوب و سازنده اي را براي حل اختلاف ها و تنش هاي تجاري ميان دو کشور از خود نشان دادند و در تلاش براي رسيدن به راه حلهايي درباره مسايل مورد اختلاف بسيار مشتاق بودند.به گزارش خبرگزاري رويترز از برلين، ماتياس ماخنيگ پس از پايان نشست هاي مسئولان آلمان و آمريکا در واشنگتن به اين خبرگزاري گفت طرفين درباره برخي موضوعات به توافق و راه حل هايي رسيدند.معاون وزير اقتصاد آلمان در خصوص برخي اظهار نظر هاي منفي درارتباط با گفتگوهاي تجاري دوجانبه ميان برلين و واشنگتن در گذشته گفت، برخلاف گذشته موضع طرفين در مذاکرات اخير سازنده بوده است و دو کشور تمايل زيادي دارند درباره مسايل مورد اختلاف به راه حلهايي برسند.ماخنيگ پس از پايان دور جديد گفتگوهاي مقامات آلمان و آمريکا در واشنگتن تاکيد کرد تنش ها درباره مبادلات تجاري بين دو کشور کاهش يافته است. دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريکا در اواخر ماه مه از آلمان به سبب مازاد تجاري بالاي اين کشور با آمريکا انتقاد کرده بود.از طرف ديگر آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در خصوص اعتماد به واشنگتن به عنوان يک متحد براي آلمان ابراز ترديد کرده بود.ماتياس ماخنيگ تاکيد کرد دو کشور گامهاي کوچک و رو به جلويي را درباره برخي مسايل مورد اختلاف از جمله صادرات فولاد آلمان و مازادهاي تجاري اتخاذ کرده اند. وي افزود طرفين تلاش کردند تا حد امکان زمينه هاي همکاري دو جانبه را بهبود بخشند اما در عين حال نمي توان به طور يقين گفت طرفين در نهايت به مواضع و ديدگاههاي مشترکي خواهند رسيد.
  • مشکلات تان را بنویسید ما با مسئولان در میان می گذاریم
  • جامعه>مشکلات مردم - خبرآنلاین، پل ارتباطی شما برای پی گیری مشکلاتتان است و نهایت تلاش را برای حل کردن مشکلات شما به کار می‌بندد. شما می توانید با مراجعه به این صفحه مشکل خود را در قالب کامنت برای ما بنویسید تا ما آن را پی گیری کنیم.خبرآنلاين ضمن انتشار کامنتهاي مخاطبان، مشکلات را به دستگاههاي اجرايي ذيربط ارجاع مي دهد و در صورت دريافت پاسخ، آنها را منتشر مي کند. شرایط درج کامنت در گروه "مشکلات مردم":- لطفا به تاریخ خبر برای گذاشتن کامنت دقت کنید ومشکلات خود را زیر مطالب قدیمی ننویسید.- کامنتهايي که حاوی توهين باشد انتشار نمي يابد.-کامنت هایی که طبق قانون مطبوعات، انتشار آن منع داشته باشد، منتشر نمی شود.- از بیان مشکلات شخصی و خصوصی که تعداد زیادی از شهروندان با آن درگیر نیستند، بپرهیزید.-مشکلات شهر، محله و استان خود را نیز می توانید از این طریق منعکس کنید.- اگر مشکلات عنوان شده با ذکر مشخصات کاربر یا کسانی که با این مشکل درگیر هستند، باشد، امکان پیگیری آن راحت تر خواهد بود.-برای اطلاع از پیگیری های خبرآنلاین درباره مشکلی که طرح کرده اید و پاسخ مراجع ذی صلاح، هر روز به بخش "مشکلات مردم" مراجعه کنید.46231 کلید واژه‌ها : مشکلات خوانندگان -
  • حرکت موتورسواران در میان دسته های عزاداری ممنوع است
  • به گزارش گروه استان هایباشگاه خبرنگاران جوانازکرمانشاه؛فضل الله شیری رئیس پلیس راهور استان کرمانشاه گفت: برابر قانون تغییر در وضعیت ظاهری خودرو در صورتی که سبب کاهش دید راننده شود، ممنوع و مشمول برخورد قانونی ماموران راهور خواهد شد. وی در ادامه با بیان این مطلب که کسانی که اقدام به مخدوش کردن پلاک خودروها می‌کنند، قطعاً پلیس با آنها برخورد خواهد کرد، افزود: اگر پلاک خوانا نباشد در برخی موارد علاوه بر اعمال قانون نسبت به توقیف خودرو نیز اقدام خواهد شد. این مقام انتظامی ادامه داد: حرکت موتورسواران در میان دسته‌های عزاداری ممنوع است، لذا مامورانی که جهت پوشش ترافیکی هیئت های عزاداری در ایام محرم بکارگیری شده اند، با این دسته از موتورسواران با قاطعیت و برابر مقررات برخورد خواهند کرد. سرهنگ شیری در خاتمه با اشاره به ایستگاه‌های صلواتی که در این ایام راه اندازی می شوند، بیان کرد: برنامه ریزی و جانمایی ایستگاه‌ها باید طوری باشد تا در هنگام توزیع نذورات مشکل ترافیکی ایجاد نکنند. انتهای پیام/ز در هنگام توزیع نذورات نباید مشکل ترافیکی ایجاد شود
  • درگیری شدید میان فلسطینیان و صهیونیست ها در طولکرم
  • نظامیان رژیم صهیونیستی به صورت وحشیانه به طولکرم در کرانه باختری یورش بردند که به دنبال آن درگیری شدیدی میان آنها و جوانان فلسطینی درگرفت. به گزارش مشرق به نقل از پایگاه لبنانی العهد، اقدامات خصمانه صهیونیستها علیه شهروندان فلسطینی همچنان ادامه دارد. بر اساس این گزارش، در ادامه این اقدامات، صهیونیستها به منطقه طولکرم واقع در کرانه باختری یورش بردند. نظامیان صهیونیست پس از این حمله وحشیانه، منازل فلسطینیان در طولکرم را مورد هجوم قرار دادند. به دنبال این حمله درگیری شدیدی میان نظامیان رژیم صهیونیستی و شهروندان فلسطینی درگرفت. گفتنی است، سلسله اقدامات سرکوبگرانه نظامیان صهیونیست علیه شهروندان فلسطینی در نقاط مختلف اراضی اشغالی طی هفته های اخیر تشدید شده است. منبع: مهر ارسال به تلگرام
  • فکری به حال تراکنش های بانکی میان ایران و برزیل کنید
  • فرهاد آگاهی نائب رئیس اتاق بازرگانی ایران و برزیل در گفت‌وگو با خبرنگار بازرگانی خبرگزاری فارس، گفت: در سال‌های اخیر و به ویژه پس از برجام، روابط تجاری ایران و برزیل در حال گسترش است و این در شرایطی است که هنوز زیرساخت‌های بانکی میان دو کشور به صورت مناسب شکل نگرفته است. نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران و برزیل افزود: تا قبل از تحریم‌ها، انتقال پول‌های مربوط به مبادلات تجاری میان دو کشور از طریق بانک‌های واسطه اروپایی انجام می‌گرفت که با تشدید تحریم‌ها این راه بسته شد. وی اظهار داشت: البته روابط تجاری ایران و برزیل در دوران تحریم‌های اقتصادی متوقف نشد، ولی اغلب پولی که میان تجار کشور رد و بدل می‌شد، از طریق سایر روزنه‌ها انجام می‌گرفت که طبیعتاً ریسک‌های خود را به دنبال داشت و اکنون این انتظار می‌رود که بانک مرکزی، زمینه لازم برای تراکنش‌های مالی میان بانک‌های دو طرف را فراهم سازد. آگاهی گفت: انجام مبادلات تجاری 2.5 میلیارد دلاری میان ایران و برزیل، بدون ساز و کار بانکی در جهان فرا رقابتی امروز، یک فرایند فرسایشی و آزار دهنده است و با مبانی توسعه اقتصادی و حتی اقتصاد مقاومتی به هیچ وجه سازگاری ندارد. آگاهی ادامه داد: بازار 200 میلیون نفری برزیل، پتانسیل قابل توجهی برای جذب کالاها و خدمات ایران دارد و تسهیل روابط بانکی، می‌تواند گرایش صادرکنندگان کالا به برزیل را افزون کند. وی افزود: برزیل با تکیه بر نوع آب و هوای خود و همچنین سرمایه گذاری‌های هوشمندانه در بخش محصولات کشاورزی توانسته خود را به عنوان یک تامین کننده جدی به بازار جهانی معرفی کنند و در حال حاضر بخش عمده ای از واردات تجار ایرانی از برزیل به دانه ذرت، دانه سویا، شکر و گوشت قرمز اختصاص پیدا کرده است. نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران و برزیل افزود: بر اساس آمار تولید داخلی، واردات این کالاها برای...
  • در میان خاکستر به صداگذاری رسید/ی از مقاومت جوانان خرمشهر
  • تهیه کننده سریال «در میان خاکستر» با اشاره به ویژگی های این سریال توضیح داد که قرار است این اثر تصویری از مقاومت جوانان دختر و پسر در مقاومت ۳۴ روزه خرمشهر را نمایش دهد. مهدی همایونفر تهیه کننده سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار مهر درباره سریال «در میان خاکستر» که همچنان در مرحله تولید قرار دارد، گفت: این سریال به مقاومت مردم خرمشهر می پردازد و همانطور که می دانید مهمترین صحنه مقاومتی که در شروع جنگ تحمیلی در ایران بوده مربوط به خرمشهر است. وی ادامه داد: خرمشهر یک شهر مرزی ایران است که ارتش مجهز عراق یک هجوم تحمیلی به آن داشت و در شرایطی که مردم آمادگی نداشتند با تدابیری تلاش کردند شهر خود را نگه دارند و ۳۴ روز مقاومت مردانه از خود نشان می دهند که در این سریال به آن پرداخته شده است. تهیه کننده «اتوبوس شب» درباره این مقاومت توضیح داد: مقاومتی که صورت می گیرد با حضور مردم شهر است و زنان و بچه ها هم حضور دارند. ما در این سریال بیشتر جوان ها را به کار گرفتیم چون اصل مقاومت توسط دختران و پسران جوان انجام شد. وی با اشاره به بهره گرفتن از بازیگران جوان تصریح کرد: اینها بازیگران تئاتر هستند و ما می خواستیم ببینیم ناشناخته بودن چقدر می تواند به باورپذیری قصه و سریال کمک کند. ما چاره ای نداریم جز اینکه به نسل جدید توجه کنیم. آثار بسیار مهمی در عرصه دفاع مقدس ساخته شده که متعلق به کارگردانانی چون عزیزالله حمیدنژاد، رسول ملاقلی پور، ابراهیم حاتمی کیا و... است و حالا نسل جدیدی به میدان آمده و کار می کند. سجاد امیریزدانی هم کارگردانی جوان است و فکر می کنم امروز باید به نسل جوان اعتماد کرد. همایونفر در ادامه درباره پروسه تولید نیز اظهار کرد: در حال حاضر در...
  • ایران برای سازش میان حماس و سوریه میانجی گری می کند
  • به گزارش خبرنگار «پارسینه» به نقل از آسوشیتدپرس، ایران و حزب الله لبنان تلاش می کنند تا بین سوریه و حماس میانجی گری کنند و اگر در این راه موفق باشند، این نقطه ضعف اتحاد منطقه ای خود را که با سوریه و عراق هم تقویت شده برطرف می کنند و یک بلوک حمایتی در سراسر منطقه برای مقابله با اسرائیل و متحدان عرب آمریکا ایجاد می کنند.حماس برای مدت های طولانی در سوریه مستقر بود و حتی پس از قدرت گرفتن در نوار غزه در سال 2007، باز هم رهبران در تبعید این جنبش در سوریه ماندند.با این وجود و پس از شعله ور شدن جنگ داخلی سوریه، این گروه روابطش با بشار اسد را قطع کرد و در کنار شورشیان معارض قرار گرفت.در همین حال، اگر چه ایران و حماس روابط خود را قطع نکردند، اما به طور قابل تواجهی این رابطه به سردی گرایید. کمک های مالی تهران به ویژه به شاخه نظامی حماس در سطحی پایین تر ادامه پیدا کرد، در حالی که روابط سیاسی به تحلیل رفتند.تلاش ها برای سازش میان حماس و سوریه از زمان انتخاب یک رهبر جدید در این جنبش و بهبود روابط قطر و ترکیه، دو پشتیبان اصلی حماس و همچنین معارضان سوریه، با ایران آغاز شده است.از ماه فوریه که یحیی سینوار رهبری حماس را بر عهده گرفته است، این جنبش در حال بازسازی روابط سابق با ایران است. در ماه اوت، ارشدترین هیئت نمایندگی حماس در چند سال گذشته وارد تهران شد و در مراسم تحلیف حسن روحانی شرکت کرد. آنها با علی لاریجان و مشاوران عالی رهبر ایران دیدار کردند. یک مقام فلسطینی در بیروت هم گفته است که مقامات حماس در سال جاری سه بار با حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان، دیدار کرده اند و روابط میان دو طرف به حال عادی بازگشته است.اکنون یک...
  • لیلا حاتمی در میان برترین بازیگران قرن ۲۱ قرار گرفت
  • خبرگزاری میزان- وب سایت ایندی وایر در فهرستی اسامی 25 بازیگر برتر سینمای جهان در قرن 21 را منتشر کرد. به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان، وب سایت ایندی وایر در فهرستی اسامی 25 بازیگر برتر سینمای جهان در قرن 21 را منتشر کرد. لیلا حاتمی بازیگر خوب سینمای ایران که امسال سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را جشنواره فیلم فجر دریافت کرده هم به خاطر بازی در فیلم "جدایی نادر از سیمین" در این فهرست قرار دارد. ژولیت بینوش بازیگر مطرح سینمای فرانسه هم جزو این 25 بازیگر است. نکته جالب اینجا است که این بازیگر برای بازی در فیلم "کپی برابر اصل" عباس کیارستمی در این فهرست قرار گرفته است. فهرست منتشره در سایت ایندی وایر به شرح زیر است: لیلا حاتمی برای «جدایی» ساخته اصغر فرهادی ایزابل هوپر برای بازی در فیلم «او» ساخته پل ورهوفن اوما تورمن برای «بیل را بکش» ساخته کوئنتین تارانتینو ساندرا هولر برای «تونی اردمن» ساخته مارن آده پائولینا گارسیا برای «گلوریا» ساخته سباستین للیو جئون دو-یئون برای «آفتاب مخفی» ساخته لی چانگ-دونگ وایولا دیویس برای «حصارها» ساخته دنزل واشنگتن دانیلا وگا برای «یک زن شگفت‌انگیز» ساخته سباستین للیو نائومی واتس برای «جاده مالهالند» ساخته دیوید لینچ الن برستاین برای «فاتحه‌ای برای یک رویا» ساخته دارن آرنوفسکی لورا لینی برای «می توانی روی من حساب کنی» ساخته کنت لونرگان امانوئله ریوا برای «عشق» ساخته میشاییل هانکه ماریون کوتیار برای «زندگی چون یک گل سرخ» ساخته اولیویه داها اسکارلت جوهانسون برای «زیر پوست» ساخته جاناتان گلیزر شارلیز ترون برای «هیولا» ساخته پتی جنکینز کریستین دانست در «مالیخولیا» ساخته لارس فون تریه بری لارسن در « ۱۲ موقتی» ساخته دستین دنیل کریتون هالی بری برای «مهمانی هیولا» ساخته مارک فورستر آنی مارسن برای «دختر راه می‌رود/ همه روز» ساخته جیکوب کروپنیک کوونزنی والیس برای «جانوران حیات وحش جنوب» ساخته بن زایتلین کاتالینا...
  • بازتاب گسترده محرومیت مهاجم پرسپولیس در میان سعودی ها
  • به گزارش وانانیوز، مهدی طارمی، مهاجم گلزن پرسپولیس روز گذشته با شکایتی که باشگاه ریزه اسپور ترکیه به فیفا علیه او در فصل گذشته انجام داده بود در نهایت ۴ ماه محروم شد و باشگاه پرسپولیس نیز از ۲ پنجره نقل و انتقالات پیش رو محروم شد. این خبر در صفحات مجازی هواداران الهلال عربستان در آستانه بازی با پرسپولیس در نیمه نهایی لیگ قهرمانان آسیا بازتاب گستره‌ای داشته است و به نوعی خبر اول صفحات سعودی‌ها اکنون محرومیت طارمی است که در زیر نمونه‌ای از آنها را می‌بینید:
  • هویدا زندگی زمانه و مرگ
  • اشتراک گذاری گزارش خطا بازگشت به بالای صفحه .به کانال تلگرام ما بپیوندید برچسب ها وقایع اتفاقیه تاریخ مستند ویدیو سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است. نظر شما نام: ایمیل: * نظر: تاریخ هویدا؛ زندگی، زمانه و مرگ مستند تاریخی «هویدا؛ زندگی، زمانه و مرگ» به کارگردانی مصطفی شوقی حاوی تصاویر پخش نشده‌ای از بسیاری از رویدادهای تاریخی دوران پهلوی در راستای ارتباط با زندگی امیرعباس هویدا نخست وزیر کلیدی دوران حکومت محمدرضا پهلوی بود و همین مسئله باعث جلب توجه این اثر مهم شد. این مستند چهار قسمتی را در «تابناک» تماشا می‌کنید. نبرد استراسبورگ شرح نبرد و تصرف شهر استراسبورگ از یک قطعه خبری از دوران جنگ جهانی دوم که در آن راوی توضیح می‌دهد نیروهای متفقین چگونه در مسیر تصرف آلمان این شهر مهم فرانسوی را از اشغال آلمان‌ها نجات دادند. تصاویری از نبرد و تصرف مناطق اشغال شده و به اسارت گرفتن نیروهای آلمانی اشغال گر و واکنش مردمی که آزاد شده‌اند. در بین تصاویر آنچه بیشتر به چشم می‌آید استقبال سرد اهالی لموز از نیروهای متفقین است که راوی توضیح می‌دهد به دلیل نزدیکی جغرافیایی به مردم آن در هویت ملی خود دچار گیجی شده‌اند. برای نخستین بار با زیرنویس فارسی در «تابناک» می‌بینید. آلمان پس از شکست در جنگ جهانی دوم پس از گذشت چندین دهه از پایان جنگ جهانی دوم و کم رنگ شدن کدورت‌های این جنگ همچنین به دنیا آمدن نسل‌های جدیدی که تجربه سختی‌های آن را از نزدیک ندیده‌اند، فرصتی پیش آمده که نگاهی شفاف‌تر به رویدادهای حین و پس از آن انداخته شود و از این طریق جزئیات و رویدادهایی که زیر سایه هیتلر و ارتش نازی گم شده بودند بیشتر به چشم بیایند. در این ویدیو که حاوی تصاویری از آلمان اشغال شده توسط...
  • زنگ مهر زنگ زندگی زنگ جامعه و خانواده است
  • معاون سیاسی و امنیتی و اجتماعی استانداری خراسان رضوی گفت: زنگ مهر زندگی است و اگر میخواهیم جامعه تکامل یابد ، باید جامعه را به تعادل برسانیم و مهر نقطه آغاز تعادل برای رسیدن به آن تکامل است. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح بردسکن،صبح امروز در مراسم نواخته شدن زنگ مهر حسینی و زنگ ایثار و مقاومت سید جواد حسینی معاون سیاسی ،امنیتی و اجتماعی استانداری خراسان حضورر یافت و در سخنانی به اهمیت قیام عاشورا ،دفاع مقدس و زنگ مهر پرداخت و بیان کرد: اولین ویژگی امسال آز آن جهت است که همراهی مهر با ایام عزاداری امام حسین (ع) و یاران با وفای ایشان متقارن شده ما مهری را آغاز کردیم که همواره عزاداری بر امام و یارانش توام بوده است. وی افزود:به مهر از زاویه دیگری نیز میتوان نگریست و آن اینست که مهر آغاز تعادل است چنانکه در نوروز تعادل بین روز و شب را میبینید و در نوروز زایش و تحول طبیعت را شاهد هستیم در مهر نقطه تعادلی وجود دارد و آن تعادل جامعه برای حرکت در مسیر تعادلی و تکاملی است زیرا دانش و تعلیم و تربیت است که جامعه را متعادل و متکامل میکند بنابراین مهر را نیز میتوان نقطه تعادل نامید. حسینی گفت: سومین منظری که به مهر و زنگ مهر میتوان نگریست علاوه بر جوشش و پویش دانش آموزان ومعلمان در مدرسهجوشش و پویشی را در خانواده و جامعه شاهد هستیم و پروژه مهر پروژه مربوط به مدارس تنها نیست ، پروژه تحرک در همه بدنه نظام جامعه را شکل میدهد. وی اظهار داشت: نگاه بعدی که به مهر میتوان داشت، مهر و زنگ مهر، زنگ مهر زندگی است. اگر میخواهیم در جامعه سلامت را ارتقا بخشیم زنگ سلامت را از زنگ مهر آغاز...
  • مجمع همه خیرات زندگی
  • جرعه های معرفت-شرح حدیث معصومین (ع) در کلام رهبر انقلاب عَن الصادقِ جعفرِ بنِ محمدٍ عن اَبیهِ عَن آبائِهِ (علیهم‌السلام) اَنَّ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) قالْ: جُمِعَ الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی ثَلَاثِ خِصَالٍ :النَّظَرِ وَ السُّكُوتِ وَ الْكَلَامِ، فَكُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ وَ كُلُّ سُكُوتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرَهٌ فَهُوَ غَفْلَهٌ وَ كُلُّ كَلَامٍ لَيْسَ فِيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ نَظَرُهُ عَبَراً وَ سُكُوتُهُ فِكْراً وَ كَلَامُهُ ذِكْراً وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ أَمِنَ النَّاسُ شَرَّهُ.(1)اميرالمؤمنين علی(ع) فرمود: همه خيرها در سه چيز فراهم شده است: نگاه كردن؛ سکوت و سخن گفتن. پس هر نگاهى كه عبرت‌انگيز نباشد، خطا است؛ و هر سکوتی كه بى‌‏تفكر باشد، غفلت است؛ و هر سخنى كه خدا را به ياد نياورد، بيهوده است.خوشا به حال آن كه نگاهش عبرت و سکوتش فكر و سخنش ذكر باشد و بر گناه خود بگريد و مردم از شرّش در امان باشند.این سه چیز را اگر بتوان تأمین کرد، همه‌ خیرات، مستقیم و غیرمستقیم در اینها وارد و داخل هستند.النَّظَرِ وَ السُّکُوتِ وَ الْکَلَامِ ،یکی نظر و نگریستن، دوم سکوت و سوم کلامفَکُلُّ نَظَرٍ لَیْسَ فِیهِ اعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ ، فرمود هر نگاه‌کردنی که در آن عبرت‌گرفتن نباشد، اعتبار نباشد، این سهو است؛ هیچ فایده‌ای ندارد.وَ کُلُّ سُکُوتٍ لَیْسَ فِیهِ فِکْرَهٌ فَهُوَ غَفْلَهٌ ،سکوت هم جزو کارهای متعارف و رفتار انسان است؛ [می‌فرماید] هر سکوتی که در آن فکری نیست این غفلت است.وَ کُلُّ کَلَامٍ لَیْسَ فِیهِ ذِکْرٌ فهُوَ لَغْوٌ، می‌فرماید هر کلامی که در آن ذکر نیست، یاد نیست، توجه نیست -حالا یا به طور مطلق یا توجه الی‌الله- این کلام لغو است.فَطُوبَى لِمَنْ کَانَ نَظَرُهُ عِبَراً وَ سُکُوتُهُ فِکْراً وَ کَلَامُهُ ذِکْراً ]پس خوشا به حال کسى که نگاهش مایه‌‌ عبرت است و سکوتش مایه‌ اندیشه و سخن‌گفتنش یادآورى و ذکر است[، آن وقت انسانی که این سه خصوصیت را دارد؛ وَ بَکَى عَلَى خَطِیئَتِهِ...